
مرا تو جان عزیزی و یار محترمی ... به هر چه حکم کنی بر وجود من حکمی
غمت مباد و گزندت مباد و درد مباد ... که مونس دل و آرام جان و دفع غمی
ندانم از سر و پایت کدام خوبترست ... چه جای فرق که زیبا ز فرق تا قدمی
چنین که میگذری کافر و مسلمان را ... نگه به توست که هم قبلهای و هم صنمی
چنین جمال نشاید که هر نظر بیند ... مگر که نام خدا گرد خویشتن بدمی
تو مشک بوی سیه چشم را که دریابد ... که همچو آهوی مشکین از آدمی برمی
نگویمت که گلی بر فراز سرو روان ... که آفتاب جهان تاب بر سر علمی
موسیقی و آواز تو؛ زبان جان هاست و نغمه هایت، چون نسیم پر طراوتی است که بر تار احساس زخمه می زنند...
همچون چراغی است که تیرگی جان را می زداید و دل را روشن می کند و ژرفای آن را آشکار می سازد....
نغمه ات تأثیر ژرفی در روح انسان دارد و می تواند زیبایی را در رویاهای روح جایگزین کند...
کیمیاگری هستی که در عالم موسیقی و هنر والایت، خاک را زر کرده و کهنه ها را نو ...وارد فضاهای تازه و بکری شدی که هرکس با شنیدن آن "عید شدن" را در وجودش تجربه می کند...
تو هنرمندی هستی که به دریایی وصل شدی؛عظیم و نامتناهی...و به خزانه ای پایان ناپذیر دسترسی یافتی...
پدر پیر فلک را صبر بسیار بباید...تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید

همیشه و در هر زمان و هر بار سخنان تازه ای برای گفتن و نغمه های تازه برای شنیدن داشتی و داری و هیچ گاه از کوشش و جوشش دست برنداشتی و ملول نشدی و از تهی شدن ذخائر خود هراسی نداشتی چراکه به سرچشمه تمام زیباییهای عالم عِلوی متصل شده بودی:
سخت نازک گشت جانم از لطافت های عشق
دل نخواهم جان نخواهم آنِ من کو آنِ من...؟
تا خموشم، من ز گلزارِ تو ریحان می برم
چون بنالم عطر گیرد عالم از ریحان من
آثارت را بارها و بارها می توان شنید و هربار که می شنویم بهره های تازه می بریم و آب لطف تازه ای بر سر و روی و روان خود می زنیم...حس های زیبا در وجودمان پدیدار می شود و درهای زیبایی وصف ناپذیری به رویمان گشوده می شود...برای همین است که تمام آثارت ماندگار و جاودان شده اند و صدای زیبایت منحصر به فرد و خاص...و آوازت همیشه جاودان و شنیدنی...
که استاد بر زخم دستان بود...وز آواز او رامش جان بود
وجود هنرمندت و روح و شخصیت والایت را همواره قدر می دانیم و ارج می نهیم...
قدر گوهر وجودت را بسیار می دانم که مصداق این شعر را همیشه برایم تداعی می کند:
مُرده بُدم زنده شدم، گریه بدم خنده شدم
دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم

استاد شهرام ناظری؛ بزرگمرد موسیقی شوالیه آواز ایران؛ یگانه هنرمند جاودان در لحظه های زندگی ام...
29 بهمن ماه، زادروز زیبایتان را شادباش می گویم...سلامتی،شادکامی و موفقیت های روز افزون شما را همواره ازخداوند متعال خواستارم.
"بهشید"
یاحق.![]()
از شما دوستداران و علاقمندان استاد ناظری دعوت می کنم از این لینکها (در مورد میلاد استاد) نیز بازدید فرمایید:
* وبسایت رسمی استاد شهرام ناظری : میلاد طلایه دار مثنوی شادباش باد
و هدیه ای که برای دوستداران به همین مناسبت در نظر گرفته شده است: نوای نی
*وبلاگ گریزی بر موسیقی اصیل ایرانی : به احترام آقای پاواروتی، خبـــــر......دار
مقاله ای زیبا و خواندنی به نوشته دوست خوبم:آقای محمدجواد صحافی

