"زادروز بزرگمرد موسیقی و آواز ایران ؛ استاد شهرام ناظری شاد و فرخنده باد"

29 بهمن ماه ؛ زادروز بزرگمرد موسیقی و آواز ایران ؛ استاد شهرام ناظری شاد و فرخنده باد.

 

امشب که بزم عارفان از شمع رویت روشنست ...آهسته تا نبود خبر رندان شاهدباز را
روی خوش و آواز خوش دارند هر یک لذتی ....بنگر که لذت چون بود محبوب خوش آواز را

 


«او تصویری آفریده است که در آن، شعر و موسیقی درهم آمیخته‌اند و به چیز گران بهای تغییرناپذیر و ماندگاری بدل شده‌اند...آوازهایی که دلها را مسحور خود می کند و خاطره هایی می سازد که تا ابد جاودان است....

نغمه هایی که از سر نبوغ و احساس بی همتا و والایی ست که سرچشمه اش از عالم بالاست ....فریاد می زند که زمینی نیست و چون "خدایی" ست اینگونه بر دلها می نشیند.... این آوا و این آثار توصیف ناپذیر است ...

مگر احساس گنجد در کلامی ....مگردریا نشیند در سبویی.....


این همه هنر و این همه احساس از دلی چون دریا و از روحی بلند می آید و هیچ شکی در آن نیست....

سینه باید گشاده، چون دریا
تا کند نغمه‌ای چو دریا، ساز

نفسی طاقت آزموده، چو موج
که رَوَد صد ره و ،بر آید باز

تن توفان کشِ شکیبنده
که نفرساید از نشیب و فراز

بانگ دریادلان ،چنین خیزد
کار هر سینه نیست، این آواز...


تمام روزها و ماهها و سالها و تمام لحظه هایم با تو گذشته ...زیبایش کردی و پرمعنا ....سالهاست از کودکی عاشقانه با تو مأنوسم و روحم با روحت آشنا و همراه است .....تو به شعر خواندنم ،به موسیقی گوش دادنم، و به نگرشم بر هستی، جان و معنا بخشیدی ....


به نام تو امروز آواز دادم سحر را....
به نام تو خواندم؛
درخت و پل و باد و نیلوفرو صبحدم را......
تو را باغ نامیدم و صبح در کوچه بالید
تو را در نفس های خود.......
آشیان دادم ای آذرخش مقدس


تو بی نظیری....تو با شکوهی ...تو بی همتایی.....در هنر... در آواز...در احساس...در نبوغ....در مردانگی ...در معرفت ...در بزرگ منشی...در آزاداندیشی...در صداقت و بی ریایی....در مهربانی .....در هرچه خوبیست.... حسودان و تنگ نظران و بی هنران، لیاقت درک وجود بی مانند تو را هیچگاه نداشته و ندارند. چون درک و فهم تو گنجایش روحی می خواهد که هرکسی از آن بهره مند نیست.......می خواهم باز هم بخوانی و ترانه ها را و شعرهای شاعران بزرگ سرزمینم را  زیبا و جاودان کنی....

هزار گل اگرم هست ، هر هزار تويي
گل اند اگر همه اينان ، همه بهار تويي

به گرد حسن تو هم ، اين دويدگان نرسند
پياده اند حريفان و شهسوار تويي

زلال چشمه ي جوشيده از دل سنگي
الا که آينه ي صبح بي غبار تويي

دلم هواي تو دارد ، هواي زمزمه ات
بخوان که جاري آواز جويبار تويي

به کار دوستي ات بي غشم ، بسنج مرا
به سنگ خويش که عالي ترين عيار تويي

سواد زيستن را ، ز نقش تذهيبت
به جلوه آر که خورشيد زرنگار تويي

نه هر حريف شبانه ، نشان ياري داشت
بدان نشانه که من دانم و تو ، يار تويي

براي من ، تو زماني ، نه روز و شب ، آري
که ديگران گذرانند و ماندگار تويي

تو جلوه ي ابديت به لحظه مي بخشي
که من هنوزم و در من هميشه وار تويي

 

 

تو با زیبا هنرت و آزاد منشی ات سرچشمه ی تمام زیبایی ها هستی ...
و تمام لحظه های نام تو و آثار تو اسیر ابدیت و جاودانگی است...
هنر را با "تو" شناختم...
با زیبا هنرت زندگی را، زندگی کردم...با "تو"در قلب و در یادم جاودانگی را شناختم

 

نفسم را پر پرواز از توست
به دماوندِ تو سوگند که گر بگشایند
بندم از بند؛
ببینند که آواز از توست!
همه اجزایم با مهر تو آمیخته است
همه ذراتم با جان تو آمیخته باد
خون پاکم که در آن عشق تو می جوشد و بس
تا تو آزاد بمانی
به زمین ریخته باد!

 

آوای تو ....مرا برد ....صدایت مرا برد ....به آنسو......به آنسوی دور از غم این جهانی....به آن باغ باران .....به آن ارغوانی

 

و امروز....

زادروز کسی ست مثل هیچ کس.....کسی که شخصیت والایش و هنر بی مانندش ستودنی ست....مهربانی اش و بزرگواری اش مثال زدنی ست...
موسیقی و آوازش؛ زبان جان هاست و نغمه هایش، چون نسیم پر طراوتی است که بر تار احساس زخمه می زنند...همچون چراغی است که تیرگی جان را می زداید و دل را روشن می کند و ژرفای آن را آشکار می سازد....
آوازش تأثیر ژرفی در روح انسان دارد و می تواند زیبایی را در رویاهای روح جایگزین کند...
کیمیاگری ست که در عالم موسیقی و هنر بی مانندش، خاک را زر کرده و کهنه ها را نو ...وارد فضاهای تازه و بکری شده که هرکس با شنیدن آن "عید شدن" را در وجودش تجربه می کند...
هنرمندی که به دریایی وصل شده؛عظیم و نامتناهی...و به خزانه ای پایان ناپذیر دسترسی یافته...


پدر پیر فلک را صبر بسیار بباید...تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید

 

همیشه و در هر زمان و هر بار سخنان تازه ای برای گفتن و نغمه های تازه برای شنیدن داشته و دارد و هیچ گاه از کوشش و جوشش دست برنداشته و ملول نشده و از تهی شدن ذخائر خود هراسی نداشته چراکه به سرچشمه تمام زیباییهای عالم عِلوی متصل شده است.

آثارش را بارها و بارها می توان شنید و هربار که می شنویم بهره های تازه می بریم و آب لطف تازه ای بر سر و روی و روان خود می زنیم...حس های زیبا در وجودمان پدیدار می شود و درهای زیبایی وصف ناپذیری به رویمان گشوده می شود...برای همین است که تمام آثارش ماندگار و جاودان شده اند و صدای زیبایش منحصر به فرد و خاص...و آوازش همیشه جاودان و شنیدنی...

وجود هنرمندش و روح و شخصیت والایش را همواره قدر می دانیم و ارج می نهیم...

هزار جان مقدس فدای روی تو باد
که در جهان چو تو خوبی کس ندید و نزاد

من نیز همواره قدر گوهر وجودش را بسیار می دانم و افتخار می کنم که هم عصر هنرمندی چنین بی همتا زیسته ام .... هنرمندی که مصداق این شعر را همیشه برایم تداعی می کند:

مُرده بُدم زنده شدم، گریه بدم خنده شدم
دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم



استاد شهرام ناظری؛ بزرگمرد موسیقی شوالیه آواز ایران؛ یگانه هنرمند جاودان در لحظه های زندگی ام...
29 بهمن ماه، زادروز زیبایتان را به شما و همه عاشقان و مشتاقان تان شادباش می گویم...سلامتی،شادکامی و موفقیت های روز افزون شما را همواره ازخداوند متعال خواستارم.

 

"بهشید"

یاحق.

 

*************************************************************

هدیه ای به مشتاقان و عاشقان استاد ناظری به مناسبت این روز زیبا تقدیم می کنم...

مستند پیدای ناپیدا ...بعد از چند سال انتظار...

 

به کارگردانی محمد احسانی- 1389
این مستند به زندگی و آثار «استاد شهرام ناظری» استاد آواز موسیقی اصیل ایرانی پرداخته و جنبه های ملی، حماسی و عرفانی آثار وی از چهار دهه گذشته تا امروز كه روایتگر تاریخ موسیقی ایران بوده است را به تصویر می كشد....امیدورم که لذت ببرید.

لینک دانلود مستند پیدای ناپیدا :

http://cdn.persiangig.com/preview/OxdGf4mrlz/peydaye napeyda-sd.mp4

 

 

 

"زادروز بزرگمرد موسیقی و آواز ایران ؛ استاد شهرام ناظری شاد باد"

 

29 بهمن ماه ؛ زادروز بزرگمرد موسیقی و آواز ایران ؛ استاد شهرام ناظری شاد و فرخنده باد.

 

 

امروز ، روز خجسته ای است...روزی که بزرگمردی منتخب و نابغه زاده شد...

استاد شهرام ناظری ؛ کسی مثل هیچ کس....شخصیتی والا و هنرمندی بی نظیر که  عاشقانه ترین و عارفانه ترین لحظات من و دوستدارانش را در تمام این سالها رقم زده و با آوایش ،نیک، زیسته ایم و از اینکه هم عصرش هستیم به خود می بالیم...

آوای تاریخ سرزمین پارس ، با صدای اسطوره ای خود که طنین آوایش مردم را به نیایش واداشت و  صدایش با آن احساس پاک و سوز و گداز بی مانندش ، آینه ای بود از غصه دورانها، از تمام تاریخ...

که وقتی می خواند ذرات الهی را در وجودمان به رقص و جنبش در می آورد ...او نمی خواند او شعله در جانها می گیراند و آتش در جانمان می افکند...

 

تویی شعله سوز در سازها

تویی جان جادو در آوازها

اگر باربد خوانمت نارواست

تو بیداری، او خفته در قصه هاست

زلحن تو آتش زبانی نماند

ز سی لحن، نام و نشانی نماند

چو چنگ تو را لحظه ای گوش کرد

زمان رامتین را فراموش کرد

نکیسا ز دربار پرویز رفت

ز مرغان نوای دل انگیز رفت

نظامی که شیرین و خسرو سرود

خریدار شکر ز شور تو بود

تو سلطان موسیقی کشوری

تو از عشق یک پرده آن سوتری

قیامت بپا کن ز زیر و بمی

برافشان ز هر دیده ای شبنمی

بزن تا برون افکنی راز دوست

که خیزد ز ساز تو آواز دوست

 

استادِ جاودان سرزمینم.... برای تمام شناخت و معرفت و رشدی که به برکت وجود و حضور هنر و شخصیت تو در زندگی ام داشته ام ، برای شناساندن اشعار حضرت مولانا، حضرت حافظ  و تمام شعرای پارسی گوی سرزمین پارسیان به تو مدیونم ... تو به حق، حنجره شایسته شاعران بزرگ این مملکت بودی و هستی و به زیباترین شکل ممکن با بیان و لحنی که برایش سالهای زیبای عمرت را گذاشتی آوازهایی خواندی از عمق جانت که بر عمق جانمان نشست و تاثیری شگرف بر روحمان نهاد....تاثیری که من بعد از 30 سال و تا وقتی زنده هستم و تا نسل بعد از من مدیون و قدردانت هستم....

نفَسَت روشن باد ! این دگر معجزِ تو بود ای عشق! همتت یاری کرد که در این ظلمت جای، صبح را بر قلمم جاری کرد

 

استاد بی بدیل موسیقی ایران؛ شهرام ناظری ، نبوغ و هنرش و اخلاقش ،تواضعش ،حجب وحیای درونی اش ، مناعت طبعش ، ادب ورزی اش و نیکوکاری اش و بزرگواریش مثال زدنی و ستودنی است و با تمام اینها محبوب دل اهل فرهنگ و هنر ایران زمین شده است....همگان عاشق او و هنر والایش هستند....و دوستدارانش و تمام کسانی که قطره هایی از اقیانوس اخلاق و هنرش را درک کرده اند همواره سپاسگزارش هستند و قدرش را بیش از پیش می دانند و نیز سپاسگزار و شکرگزار خداوند مهربان و توانا هستند برای آفرینش چنین وجود عزیز و بی همتایی....

 

 

هزار آینه جاری ست

هزار آینه اینک

به همسرایی قلب تو می تپد با شوق

زمین تهی دست ز رندان

همین تویی تنها

که عاشقانه ترین نغمه را دوباره بخوانی

بخوان به نام گل سرخ و عاشقانه بخوان

حدیث عشق بیان کن بدان زبان که تو دانی...

 

 

زادروز استاد شهرام ناظری را که با نیکی ، با جشن سپندارمزگان، روز عشق و دلدادگی و مهرورزی عشاق همزمان است را به ایشان و همه دوستداران عاشق و صادقشان شادباش می گویم...

عمرشان بلند باد همراه با شادی و تندرستی و بهروزی و بردوام باد این صدای جاودان بی همتا.

 

غروب مژده بیداری سحر دارد

غروب از نفس صبحدم خبر دارد

 مرا به خویش بخوان همنشین با جان کن

مرا به روشنی آفتاب مهمان کن

 پناه سایه من باش

 و گیسوان سیه را سپرده دست نسیم

حجاب چهره چون آفتاب تابان کن

شب سیاه مرا جلوه ای مرصع بخش

دمی به خلوت خاص خلوص راهم ده

به خود پناهم ده

 که در پناه تو "آواز رازها" جاری ست

 و در کنار تو بوی بهار می آید

سحر دمید

 درون سینه دل من به شور و شوق تپید

 چه خوش دمی ست زمانی که یار می آید

 

 

شعری زیبا از هنرمند گرانقدر جناب آقای حامی نیکبخت عبدالملکی تقدیم به شما:

 

" مینوی خنیاگر"

 

« اوجِ » تو

بلندای البرز و زاگرس

ناظری مُشرفْ

بر کران تا کرانِ مرزهای ایران

که از شُکوهِ آوازت

در امان از اَنیران است .

تیرِ کمانِ آرش در صدای توست .

« فرودِ » تو

دامنه‌های پُر شقایقِ کوههایِ کُردستان و

پَهنْ دشتِ ایران

که چونینْ تو می‌خوانی

خونینْ

هم

سوزِ سوگِ سُرخِ سیاوش در صدای توست .

***

که‌يی ؟

کز درد می‌خوانی

و می‌دانی که آتش

علاجِ دردِ بی‌دردیست .

که‌يی ؟

ای مینوی خُنیاگرِ عصیانِ انسانی

تنورِ آتش زرتشت

در آواز تو ،

فروزان شعله‌ای زآتشگهِ عشق وطن

در سینه‌ات روشن .

تو «ایرانـ »ـی

نهیبِ رُستمِ دستان

به ترسِ این اَنیرانی .

توکاوه وار

فریادی و هم «داد»ی

از گلویِ دادخواه

که می‌غُرّی

همی برشیخ و هم برشاه .

***

قُفلِ زندان را شکستی

چرخِ با چنگال و دندان را شکستی

- هیبتِ هنگامه‌یِ شوری-

قبا پوشیده از آتش

تو خورشیدی ،

رها

چونان که می‌دَرّی

هر آن بندی که بربندند

و نادان

پاسبان و گزمه و گشتی

خیالِ خام می‌دارند .

***

« ایران » نما ،

آیینه آوازی

- ز فردوسی ، سنایی ، شمس و مولانایِ رومی

ز طاهر ، بوسعید ، عطار ، بلخی

خیام و خاقانی

ز سعدی ، حافظ و تا فرخی یزدی

ز نیما و بهار و بامداد و«م» امید

شفیعی و مُشیری

سایه و سُهراب وکسرایی-

به خُنیایِ تو در جِلوهْ

به زیبایی ، به شیدایی .

***

با صدایت

اُلفتی دیرینه ،

با تو دارم

نسبتی پیچیده در ریشه

تا به ژرفِ خاکِ کرمانشاه وکُُردستانِ هم‌زادم .

بِمانْ

بِمان

تا دیر

بخوان

پُر شوکت و شیرین و شورانگیز و عالمگیر

بدان

تا جاودان جاوید

که چون من باز

خواهند گفت و خواهند دید :

« تویی تنها که می‌خوانی

چُنین بیدار و دریاوار

تویی تنها که می‌خوانی » .

 

(شاعر:حامی نیکبخت عبدالملکی)

 

 

 

 

همچنین مقاله های چند تن از هنرمندان گرانقدر و نام آشنا  در مورد استاد ناظری را تایپ کرده ام . سخنانی زیبا و صادقانه در مورد استاد ناظری عزیز نوشته اند ...تقدیم به مشتاقان استاد ناظری و همراهان همیشگی ام...

 

 

صدیف:

ز گیتی نماند بجز مردمی

 

صحبت و اظهار نظر درباره استاد شهرام ناظری، منوط به شناختی کامل از ابعاد هنری و شخصیتی ایشان است. در طی سالیان درازی که شنوای آثار متعدد ایشان در عرصه های گوناگون موسیقی ایرانی بوده و هستم، بی اغراق باید گفت که او آثار و اشعار منتخب خود را چنان با سوز درون می آمیزد که گویا این اشعار برای این جنجره سروده شده است و اکنون پس از قرن ها ، این شاعر است که دوباره در نای این حنجره ، فریاد خود را به گوش آشنا می رساند.

گذشته از ویژگی های ستودنی بسیاری که در طول نیم قرن فعالیت و تلاش شبانه روزی خاص او بوده است ، از جمله سلیقه و سبک شخصی در موسیقی ایرانی ، عدم تقلید و مکررخوانی، کوشش و خطر کردن برای ارائه آثار نو و خلاقانه، خواندن در نهایت زیبایی به هر دو زبان فارسی و کردی و آشنایی کامل با نوازندگی سه تار، آنچه بارزترین یادگار او در موسیقی ایرانی بوده و خواهد بود بازشناساندن اشعار مولانا جلال الدین رومی، قلندر عالم، به جامعه ایران و همه عاشقان عرفان و موسیقی در جای جای جهان به شمار می آید.

من خود اخیرا در کنسرت بزرگداشت مولانا که در تهران برگزار شد حضور داشتم و از نزدیک شاهد هنرمنمایی بی نظیر ایشان در اجرای اشعار مولانا بودم ، به حق باید گفت سالین بسیاری باید بگذرد تا شاید آوایی دوباره بتواند چنین پراحساس و گرم نوای نای مولانا را در گوش جان عاشقان بازخواند.

بی شک خلق و خوی متواضعانه ، حجب و حیای درونی، مناعت طبع، ادب ورزی و نیکوکاری در کنار یک عمر تلاش عاشقانه ویژگی هایی است که او را این چنین محبوب ضمیر اهل فرهنگ و هنر ایران زمین نموده است. از خداوند بزرگ برای او همواره آرزومند طول عمر، تداوم فعالیت هنری و آفرینش آثار نو در موسیقی ایران هستم.

جهان یادگار است و ما رفتنی

ز گیتی نماند بجز مردمی

****************************************************************************

 

 

داریوش طلایی:

نه هامون ماند و نه دریا

 

اولین بار اسم ناظری را از استاد نورعلی برومند شنیدم. قرار بود اولین آزمون موسیقی باربد برگزار شود که مرحوم نورعلی برومند رییس ژوری این آزمون بود و رادیو و تلویزیون متولی اش. من آن زمان با استاد برومند رابطه نزدیکی داشتم ، یادم هست در زمان داوری و انتخاب آثار ارسال شده در مرحله اول روزی به من گفتند امروز صدای فوق العاده ای را گوش دادم ؛ صدایی که تحریرهای خیلی خوبی دارد. استاد برومند آن روز از صدای شهرام ناظری می گفت. یاد استاد برومند بخیر، در فاصله انجام کارهای آزمون و برگزاری اش فوت کردند و استاد شهنازی به جای ایشان کار را ادامه دادند . اولین دیدار چهره به چهره من و شهرام ناظری در همان آزمون در سال 56 بود. شهرام ناظری در آن زمان نفر اول در آواز شد، من برنده جایزه اول تار و جایزه اول سه تار شدم و پرویز مشکایان نفر اول سنتور شد. این داستان شروع آشنایی ما بود.

بعد از آن من برای ادامه تحصیل به فرانسه رفتم.سالهایی که آنجا بودم در بطن موسیقی ایران نبودم، اما دورادور آثار را گوش می دادم و پیگیری می کردم. بعد از آن چاووش ها درآمد، گل صد برگ درآمد و آقای ناظری خیلی گل کرده بود. من آن زمان با تئاتر شهر پاریس همکاری داشتم و با آقای شمیرانی سالی چند بار در آن تئاتر ، موسیقی سازی ایرانی اجرا می کردم.شروع داستان موسیقی ملل و موسیقی جهانی از آن زمان بود. آن زمان در تئاتر پاریس این مساله را مطرح کردم که موسیقی ایرانی با ادبیاتش عجین است و اینکه موسیقی ایرانی ذا تنها به شکل موسیقی سازی بشناسیم درست نیست.بعد از مطرح شدن این بحث ، در تئاتر پاریس کارت سفیدی به من دادند با این اختیار که خواننده ای را از ایران دعوت کنید. این داستان به سال 65 برمی گردد.من هم از شهرام ناظری و بیژن کامکار دعوت کردم به فرانسه بیایند . "ساز و آواز"محصول این فعالیت در آن سال بود.

من و شهرام ناظری به دلیل اینکه من سالها در ایران نبودم همکاری های زیادی نداشته ایم، اما همیشه رابطه دوستی با هم داشته ایم و در جریان فعالیت های همدیگر در زمینه موسیقی بوده ایم. شهرام ناظری یک صدای بی بدیل در موسیقی ایران است. نورعلی برومند با یک بار گوش دادن صدای او متوجه این استعداد ویژه شد. صدای ناظری قابل تقلید نیست. در تحلیل صدای ناظری باید به نکته های متعددی اشاره کرد، بخشی از ویژگی صدای ناظری خدادادی است که در حنجره او، در احساساتش، در عواطفش جریان دارد. احساسی در حنجره ناظری هست که مختص خود اوست. خوشبختانه ناظری این شانس را هم داشت که خوب معرفی شود و دیده شود. غیر از این مساله که خصلت ذاتی صدای ایشان است ، بخشی از ویژگی های صدایش به آموزش هایی بر می گردد که او در سرزمین خودش دیده است. یک خصوصیت متفاوت هم خود ناظری دارد که باعث شده وجوه مختلف صدایش نشان داده شود و آن علاقه ای است که ناظری برای انجام کارهای متفاوت دارد.

ناظری به موسیقی سنتی و دستگاهی تسلط زیادی دارد. من این را هم در نشست های خصوصی ای که داشته ایم دیده ام و هم در صفحه ای که با هم درآوردیم. ناظری در ساز و آواز افشاری کلاسیک می خواند. با وجود این تسلط به موسیقی دستگاهی همیشه دلش خواسته کاری متفاوت انجام دهد و این تفاوت در آثارش خودش را نشان می دهد. یکی از وجوه تفاوت آثار ناظری ارتباط دادن موسیقی دستگاهی ایران با موسیقی کردی است. ناظری داد و ستدی را بین این دو موسیقی به جریان انداخته و این داد و ستد تنها در حد اجرای چند تصنیف و ملودی نیست. ناظری توانسته موسیقی ایرانی را با لحن موسیقی کردی ترکیب کند، یک مثالش هم " کابوکی" است. اولین بار " کابوکی" را در کنسرت مشترکمان در پاریس خواند. آن موقع این کار خیلی گل کرد، بعد هم که آواز اساطیر درآمد بازهم همان موفقیت تکرار شد.

من آوازخوان دیگری را ندیده ام که مثل ناظری به لحن در موسیقی توجه کند. شعرهایی را که ناظری خوانده ، ممکن است افراد دیگری هم بخوانند ، اما حاصل کارشان آنچه ناظری خوانده، نمی شود . به یاد بیاورید آثاری را که محصول همکاری شهرام ناظری و کیخسرو پورناظری است یا آلبوم گل صدبرگ را که همکاری مشترک او و ذوالفنون بود، آن همکاری هم ویژه و شنیدنی است. یادمان باشد ما داریم درباره دوره ای حرف می زنیم که نوارهای کمی در ایران منتشر می شد و مردم با نواری که در می آمد یک سال زندگی می کردند.

صدای ناظری حسی دارد که توده مردم را با خودش همراه می کند. قبل از ناظری اشعار مولانا کمتر خوانده می شد و البته انتخاب های ناظری هم ویژه بوده اند. شعری را که ناظری از مولانا انتخاب کرده و در آن سال ها خوانده نقل می کنمتا متفاوت بودن انتخاب های ناظری مشخص شود:

چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون

دلم را دوزخی سازد دو چشمم را کند جیحون

چه دانستم که سیلابی مرا ناگاه برباید

چو کشتی ام در اندازد میان قلزم پرخون

زند موجی بر آن کشتی که تخته تخته بشکافد

که هر تخته فرو ریزد ز گردش های گوناگون

نهنگی هم برآرد سر خورد آن آب دریا را

چنان دریای بی پایان شود بی آب چون هامون

شکافد نیز آن هامون نهنگ بحرفرسا را

کشد در قعر ناگاهان به دست قهر چون قارون

چو این تبدیل ها آمد نه هامون ماند و نه دریا

چه دانم من دگر چون شد که چون غرق است در بی چون

چه دانم های بسیار است لیکن من نمی دانم

که خوردم از دهان بندی در آن دریا کفی افیون.....

 

ناظری شعر متفاوتی را از مولانا انتخاب می کند و آن را متفاوت هم می خواند. آنها که حتی اهل گوش دادن به موسیقی ایرانی نبودند، با کارهای ناظری ارتباط ریتمیک و حسی و عرفانی برقرار می کردند.

ناظری وقتی می خواهد کاری را انجام دهد سال ها درباره اش فکر می کند . یادم هست مدت ها درباره خواندن شاهنامه فردوسی صحبت می کرد تا بالاخره این کار را انجام داد. صدای ناظری " آن" دارد. برای همین صدای زنده و حضوری او هم بسیار جذاب است. صدای بعضی خواننده ها فقط برای استودیو خوب است ، ولی وقتی حضوری می خوانند صدایشان بی مزه است. صدای ناظری گیرایی ویژه ای دارد، یک آنیت استثنایی دارد.

در پاسخ به اینکه آیا ناظری می توانسته آواز کلاسیک موسیقی دستگاهی ایرانی را بخواند، باید بگویم که شاید او نخواسته به عنوان خواننده موسیقی دستگاهی قلمداد شود ولی وقتی می خواهد و می خواند خیلی خوب آواز می خواند. او بارها با من راست پنج گاه که دستگاه مشکلی ست عالی خوانده . علاوه بر آن او وقتی در سیستم دستگاهی می خواند هم صدایش تازگی و طراوت خاص خود او را دارد. همان دستگاهی است که همه می خوانند، ولی حسی بدیع در /ان هست. ناظری خواننده ای درجه یک است که نباید و نمی توان او را با کسی مقایسه کرد. او از موسیقیدان هایی است که موسیقی چنان جایگاه خاصی برایش دارد که وقتی درباره موسیقی حرف می زند صداقت و شناخت دارد. دیده ها و اظهارنظرهایش درباره موسیقی نه فقط درباره همه کارهایی که هست بسیار منصفانه و صادقانه بوده و همین باعث موفقیتش شده است. ناظری در کار خودش دچار توهم نیست.

 

*****************************************************************************

 

 

 

اردشیر کامکار:

مهربانی منش شهرام ناظری است

 

شهرام ناظری را می توان  یکی از هنرمندان جریان ساز موسیقی آوازی ایران دانست. وی با درایت و تیزهوشی خاص خود توانسته با بهره گیری از ظرفیت های ادبیات حماسی و عرفانی ایران و انطباق آن با فیزیک حنجره خود سبکی از موسیقی آوازی را ارائه دهد که یادآور فضاهای حماسی و ارزش های قلندرانه ایران زمین است. شهرام ناظری با اشراف در ظرافت های آواز در موسیقی سنتی و مقامی ایران و به کارگیری ادوات تحریری و نوانس ها روشی جدید را در آوازخوانی و تصنیف خوانی ابداع نموده است. وی به آموخته هایش از بزرگان موسیقی درگذشته بسنده نکرده و پیوسته سعی در ایجاد نوع جدیدی از آواز در موسیقی ایران داسته است و در این راه از تجربه ها تازه و کشف راه های نرفته هرگز نهراسیده است.

ناظری خود از دیار و منطقه کردستان است. زاده آنجاست و با ادوات و تحریرهای نوع خاص موسیقی آن منطقه آشنایی دارد و با بلدی که در موسیقی کردی و ایرانی دارد به خوبی توانسته است از ظرفیت های این دو موسیقی استفاده کند و با به هم  در آمیختن شان حس جدیدی به موسیقی ایرانی بدهد، حسی که هم در فرم این موسیقی دیده می شود و هم در انتخاب شعرها به چشم می آید.

آشنایی کامل ناظری با موسیقی کردی و موسیقی مقامی آن منطقه جلوه خاصی به کارهای ایشان داده است. به نظرم بسیاری از آوازهایی را که شهرام ناظری می خواند می توان به عنوان موسیقی مقامی  هم تحلیل کرد.  ایشان بر موسیقی مقامی کردستان و موسیقی ایرانی اشراف کامل دارد و با انطباق این دوباهم توانسته است وجه جدیدی هم به موسیقی مقامی کردستان بدهد ، هم به موسیقی ایرانی .

به باور من نوع نگرش شهرام ناظری به مقوله هنر تاثز بسزایی در زندگی خصوصی اش داشته است، کما اینکه اغلب کسانی که از نزدیک با ایشان در ارتباطند در این خصوص متفق القول هستند که منش پهلوانانه ، گذشت و مهربانی از خصوصیات بارز شهرام ناظری است.

 

*****************************************************************************

 

 

بهروز غریب پور

حنجره ای از آن سوی تاریخ

 

تا زمانی که شهرام ناظری خود را نیافته بود همه ما او را با دیگران قیاس می کردیم و شاید  خود او هم می کوشید ثابت کند که ادامه دهنده راه بزرگانی چون اقبال السلطان آذر و طاهرزاده و دیگران است، اما در حالت و نحوه خواندنش امتیازی نهفته بود که دیگران از آن بی بهره بودند و خود او نیز یا به این امتیاز واقف نبود و یا فضا را مناسب نمی دیدکه آن را به نمایش بگذارد: در حالی که او از تبار خنیاگران معابد و تکایا بود.

از تبار خواننده بازیگران، خواننده نمایشگران و از تبار خوانندگانی بود که بیستون و طاق بستان و معبد آناهیتا و خانقاه های صحنه و کنگاور را به لرزه در می آوردند و طنین آوایشان آینه ای بود از غصه دوران ها، از دونادونی سرها و سلسله ها:

اوطشت طلا

سه دونم چین، اوطشت طلا

اول سیاوخش

دومین یحیا

سیمین حسین پور شهنشاه

و طشت طلا، کردن نخجیرم

جدا کردن راس منیرم.....

عالی قلندر ،طاهر قلندر

دیگر چه گویم پوراسکندر

اوایل ناظری این شیوه خواندن را با احتیاط آغاز کرد ، اما به تدریج با شهامت راهش را جدا کرد و خیلی زود نشان داد که لازم نیست او را با خوانندگان سنتی فارس زبان مقایسه کرد، بلکه او را باید با خنیاگران شاهنامه خوان، خنیاگران محافل عرفانی ، با شوریدگان معابد به جا مانده از ماد و پارس ، با خنیاگران اسطوره ای کردستان و کرمانشاه باید سنجید؛ با خوانندگانی که وقتی می خوانند ، ذرات الهی را در وجود شنونده به رقص و جنبش در می آورند و پس از آن بود که شهرام ناظری راه و رسم دیگری را تجربه کرد:

ابن قتبه در عیون الاخبار از قول علی بن هشام نقل می کند که قصه گویی به مرونزدیک ما بود. قصه می گفت و ما را می گریاند . آنگاه طنبوری کوچک از آستین بر می آورد و می نواخت و می گفت :اپااین تیمار باید، اندکی شادیه ( با این غم اندکی شادی بایسته است) و ناظری سه تارش را چون قصه گویان کهن همراه خود کرد، اعتماد به نفس پیدا کرده و مقم ها را با آواز خود درآمیخت و چنین کرد که تبار خنیاگران دیرین در او شکفت و او را از همه متمایز کرد...اگر او را در مجلس انسی دیده باشی که می خواند باور خواهی کرد که راست می گویم. او نمی خواند؛ او شعله در جان شنونده می گیراند و آتش را در جان او می راند...

صدای اسطوره ای چنین باید . شهرام ناظری فرزند خلف خوانندگان دوره قاجار نیست، او فرزند خلف خوانندگان سرزمینی است که باربد و نکیسا را از خود زاده است . او فرزند خلف شاهنامه خوانان کرد و لر است که تمام جفای تاریخ را با جلای حنجره می آمیزند.... بر دوام باد این صدا که از جنس معابد است. از جنس صخره ها و کوه هاست. از جنس تاریخ است.

 

 

بهشید

یاحق.

 

 

29 بهمن ماه زادروز استاد شهرام ناظری شاد باد

امروز ؛ 29 بهمن ماه ، زادروز بزرگمرد نابغه و هنرمندی بی بدیل است...


بلبل از آواز او بی‌خود شدی ............یک طرب ز آواز خوبش صد شدی 

مجلس و مجمع دمش آراستی ...............وز نوای او قیامت خاستی 

نشنود آن نغمه‌ها را گوش حس .............کز ستمها گوش حس باشد نجس 

نشنود نغمه‌ی پری را آدمی ...............کو بود ز اسرار پریان اعجمی 

گر چه هم نغمه‌ی پری زین عالمست.............نغمه‌ی دل برتر از هر دو دمست 

گر بگویم شمه‌ای زان نغمه‌ها ...............جانها سر بر زنند از دخمه‌ها 

گوش را نزدیک کن کان دور نیست............لیک نقل آن به تو دستور نیست 

گوید این آواز ز آواها جداست .............زنده کردن کار آواز خداست 


امروز روزی باشکوه در تاریخ هنر ایران است:

آفاق از چراغ صدای تو روشن است 

خاموشیت مباد که فریاد میهنی


زادروز کسی که سالهاست از کودکی عاشقانه با او مأنوسم و روحم با روحش آشنا و همراه است....

تا چشم باز کردم نور رخ تو دیدم ....تا گوش برگشادم آواز تو شنیدم 

چندان که فکر کردم چندان که ذکر گفتم.....چندان که ره سپردم بیرون ز تو ندیدم 

تا کی به فرق پویم جمله تویی چگویم ....چون با منی چه جویم اکنون بیارمیدم 


تمامی آنهایی که هنر واقعی و موسیقی حقیقی اش را که از "بالا" آمده و به آسمانها و پروردگار وصل است درک کرده اند ، عاشق و مسحور و قدرشناس او  هستند....

ز جان کلام تو دلجو تر است و نیکوتر

دم تو از نفس باد صبح دلجوتر


شخصیت والایش و آوا و هنر بی مانندش ستودنی ست....مهربانی اش و بزرگواری اش مثال زدنی ست...

امشب که بزم عارفان از شمع رویت روشنست ...آهسته تا نبود خبر رندان شاهدباز را 

روی خوش و آواز خوش دارند هر یک لذتی ....بنگر که لذت چون بود محبوب خوش آواز را 


استاد شهرام ناظری عزیزم.....


اندیشیدن به تو زیباست

و امید بخش

چون گوش سپردن به زیباترین صدا  در دنیا

زمانی که زیباترین ترانه ها را می خواند

زیباست....


من

اکنون

سرشارِ واژه هاي توام

واژه هايت

جاودانه چون زمان، چون ماده

برهنه چون چشم

سنگين چون دست

و رخشان چون ستاره


واژه هايت...آوازت....

از قلب تو، تن تو، انديشه ي تو

آمدند

آوازت قدرتمند و سرشار از احساس و زیبایی ست

روح تو و حنجره تو زمینی نیست...آسمانی ست


در اين دنيا

از آنچه که خوردم

آنچه که نوشيدم

آنچه که گشتم

آنچه که ديدم

آنچه شنيدم

و آنچه که فهميدم

از ترانه هایت بيشتر

هيچ چيز سعادتمندم نکرد


سرم فقط برای بوسیدن دست‌های تو خم می‌شود


آخر .... زندگي من؛

یعنی دوست داشتن تو...


"زادروزت شاد باد .... استاد شهرام ناظری عزیزم"


{اشعار فوق :برگرفته از اشعار ناظم حکمت}


افزون بر عکسهای زادروز استاد که در بالا مشاهده کردید، هدیه ای ویژه از سوی تارنگار مشتاقان استاد شهرام ناظری  به دوستداران تقدیم می شود: 


برای دانلود مراسم تقدیر از استاد روی عبارت زیر کلیک کنید:


بخش هایی از مراسم تجلیل از استاد شهرام ناظری در شیراز و اجرای ایشان در تالار حافظ این شهر

(دوم آبان ماه 1392)



و نیز هدیه ویژه وبسایت رسمی استاد شهرام ناظری به همین مناسبت به دوستداران مهربانشان:


شادباش زادروز استاد ناظری در وبسایت رسمی ایشان



یاحق.

خبری خوب در مورد انتشار سمفونی رومی و کنسرت استاد ناظری در آمریکا

همراهی استاد شهرام ناظری با پسرش در سمفونی رومی/ «بُعد یازدهم» حافظ ناظری منتشر می شود


تازه ترین اثر موسیقایی حافظ ناظری با همراهی پدرش شهرام ناظری تا پایان بهمن ماه سال جاری به صورت بین المللی منتشر خواهد شد.
به گزارش خبرگزاری مهر،«بُعد یازدهم» اثر شماره یک «سمفونی رومی» است که «حافظ ناظری» زمانی در حدود ده سال برای ساخت و تولید آن وقت صرف کرده است. این آلبوم با تکمیل مراحل تولید و ساخت آن در آستانه انتشار جهانی قرار دارد.

«سمفونی رومی» نام پروژه جدید حافظ ناظری است که در ادوار مختلف آن سعی دارد با ترکیب موسیقی ملی ایران و موسیقی کلاسیک غرب، گونه جدیدی از موسیقی را معرفی کند و به نوعی می توان نام«موسیقی فراکلاسیک ایرانی» را روی آن گذاشت. این در حالی است که شهرام ناظری خواننده صاحب نام موسیقی ایرانی نیز در اجرای تعدادی از قطعات آوازی پروژه در کنار پسرش حضور داشته است.

حافظ ناظری با اشاره به جزییات بیشتر تولید این پروژه موسیقایی گفت: واژه سمفونی به عنوان سمبل فرهنگ موسیقایی غرب برگرفته از واژه سمفونیا و مولانا به عنوان اسطوره  و سمبل فرهنگ مشرق زمین است. با وجود اینکه ماهیت و ساختار اصلی این گونه جدید موسیقی بر پایه اصالتهای موسیقی ملی ایران است، از لحاظ ارکستراسیون، هارمونی، الگوهای ریتمیک و ترکیبات ملودیک و همنوایی، با آن متفاوت است. این موسیقی نه  کاملا شرقی است و نه کاملا غربی . این پروژه در واقع همخوانی بسیاری با فلسفه فکری مولانا برای گسترش و ستایش وحدت، صلح، عشق و یگانگی میان انسانها از نژادها و فرهنگهای مختلف دارد.

وی معتقد است«بُعد یازدهم» اثری فراملی  است که با صرف زمان  5 هزار ساعته و انجام مراحل ضبط در 6 کشور دنیا، فرصتی استثنایی را جهت معرفی فرهنگ کشورمان به جهانیان فراهم خواهد آورد.

این خواننده و نوازنده موسیقی ایرانی خاطر نشان کرد:خلاقیت، نوآوری و پایبندی به اصالت ها و سنت ها ارکان اصلی در پروژه سمفونی رومی را تشکیل می دهند. البته در اجرای اثر شماره یک این مجموعه،  از ساز تکامل یافته سه تار به همراه ترکیبی از سازهای کوبه ای ایرانی، تبلا و کوزه هندی در کنار ویولا، ویلنسل، سازهای کوبه ای غربی و گروه کر استفاده کرده ایم.

حافظ ناظری یادگیری موسیقی را از سه سالگی نزد پدرش استاد «شهرام ناظری» آغاز کرد. او نوازنده توانای سه تار و دف می‌باشد و سازی هم با الهام از ساز سه تار و به نام حافظ (با الهام از نام حافظ شیرازی) ساخته‌است. او فارغ التحصیل رشته آهنگسازی و رهبری ارکستر از کشورآمریکاست

«شور رومی» (مولویه)، سه تار نوازی در کنسرت۷۷ ، دف نوازی در اثر آواز اساطیرو دف نوازی در اثر حیرانی آثاری هستند که تاکنون از حافظ ناظری ارائه شده است.

"منبع:مهر"


تبلیغ جالب تلویزیونی این اثر را در اینجا  ببینید.




بزرگترین کنسرت تاریخ موسیقی کلاسیک ایران در جهان در شهر لس آنجلس در مارس 29 برای معرفی جنبه دیگری از فرهنگ و هنر پارس و کرد به جهانیان...

Join Hafez Nazeri's Rumi Symphony Project: UNTOLD featuring Shahram Nazery , Deepak Chopra with an all start ensemble 
at the legendary Nokia Theater in Los Angeles, March 29th
خرید بلیت 
:Ticket at

تندیس مهر حقوق بشر در دستان شوالیه آواز ایران

 تندیس مهر حقوق بشر به پاس یاری رسانی و همنوایی با کودکان سرطانی شین آباد و کودکان جذامی مهاباد به استاد شهرام ناظری ˈشوالیه آواز ایرانˈ اهدا شد.


به گزارش خبرنگار ایرنا، در مراسمی که به این منظور یکشنبه شب در تالار انتظار کرمانشاه برپا شد، استاد شهرام ناظری گفت: از لطف و ابراز احساسات کرمانشاهیان نسبت به خودم بسیار سپاسگذارم.

وی با بیان اینکه تاسف می خورم که در طی سال های اخیر بدلیل وجود برخی موانع بر سر راه فرهنگ و هنر کشور نتوانستم به زادگاهم سفر کنم، افزود: امیدوارم با تدبیر دولت یازدهم، امید به حوزه فرهنگ و هنر کشور بازگردانده شود.

استاد ناظری تصریح کرد: اکنون نسیم خوش امید در حوزه فرهنگ و هنر کشور پیچیده است و انتظار می رود، اشاعه یابد.

وی آرزومند جان گرفتن دوباره هنر موسیقی در استان هنر پرور کرمانشاه شد و گفت: برای نیل به این مهم از هیچ تلاشی فروگذاری نخواهم کرد.

در ادامه این آیین، شوالیه آواز ایران برای حاضران در آیین یک قطعه کوتاه را بصورت زنده اجرا کرد.

رییس کانون وکلای دادگستری استان های کرمانشاه و ایلام نیز در این آیین، هدف از اهدای تندیس حقوق بشر به شهرام ناظری را تقدیر از فعالان عرصه حمایت از حقوق بشر و ترویج اقدامات بشردوستانه در جامعه عنوان کرد.

ˈشهاب تجریˈ با بیان اینکه تندیس حقوق بشر توسط کانون وکلای دادگستری استان های کرمانشاه و ایلام طراحی شده، گفت: امسال دومین سال اهدای این تندیس است.

وی افزود: این تندیس، سال گذشته به استاد ˈپرویز پرستوییˈ بازیگر نام آشنای کشورمان اهدا شد.

"منبع: خبرگزاری ایرنا"

یاحق.

طنین صدای استاد ناظری در ساری


طنین صدای استاد شهرام ناظری در ساری/ طلسم شکسته شد


شامگاه چهارشنبه نخستین شب کنسرت موسیقی شهرام ناظری در سالن سید رسول حسینی ساری اجرا شد. برگزاری این کنسرت برای این خواننده معروف هم جالب توجه بود.

استاد ناظری قبل از برگزاری کنسرت، دقایقی را به صحبت پرداخت و گفت: بعد از سالیان سال، طلسم برگزاری کنسرت در ساری شکسته شد، در اکثر شهرهای کشور و همچنین گیلان و بعضی شهرهای مازندران کنسرت اجرا کرده بودم اما عجیب بود که در ساری هیچ وقت نمی‌شد کنسرت برگزار کنم؛ حتی جاهایی مثل ارومیه که برگزای کنسرت خیلی سخت است، من کنسرت داشتم، اما در ساری انجام نشده بود.

شوالیه آواز ایران ادامه داد: برگزاری این کنسرت را به فال نیک می‌گیریم، هرچند که شرایط مناسبی از نظر کنسرت و سالن نیست اما امیدواریم با موج جدیدی که در کشور به وجود آمده، کمی به فکر مردم باشند و سالن شایسته برای برگزاری موسیقی، درست کنند که هم مردم بتوانند راحت و با امکانات و صندلی خوب برای حضور در کنسرت بیانید و هم ما موزیسین‌ها مشکل نداشته باشیم. این سن، خیلی مشکل دارد و ما در سطح خیلی بالاتری از مخاطبان قرار گرفته‌ایم.

وی تاکید کرد: یک ساعت است که پشت سن، ایستاده‌ایم، تاخیر در برگزاری برنامه تقصیر ما نیست، من هر وقت در برنامه‌هایم تاخیر داشته باشم عذرخواهی می‌کنم. ما سر وقت آمدیم، شاید سالن در جای مناسبی از  شهر قرار نگرفته که این مشکلات به وجود آمده است.

ناظری تصریح کرد: امیدواریم نه در 50 سال دیگر بلکه ظرف یکی دو سال آینده، سالن مناسبی در شان مردم و موسیقی ملی ایران ساخته شود که به آرزوی دیرینه خود برسیم، سال‌ها است فریاد می‌زنیم که سالن خوب بسازید اما تاکنون انجام نشده است.

وی با بیان این که پشت سن، سرد بود و من با پالتو روی سن آمدم و اگر اجازه بدهید پالتویم را درمی‌آورم، افزود: برنامه‌های ما در 2 بخش است، اجرای شاهنامه و مولوی در بخش نخست و آثار ماندگار هم در بخش دوم  اجرا می‌شود.

ناظری ابتدا داستان ضحاک و کاوه آهنگر را اجرا کرد و بعد از آن گفت: شاهنامه باید به صورت اپرا باشد یا اینکه نقال و راوی می‌خواهد، برنامه‌ریزی عظیمی نیاز است، اما من نقش‌های مختلف را خودم بر عهده می‌گیرم که برای من سنگین است. شاید در آینده که به وضع موسیقی، بیشتر رسیدند، گروه بزرگی داشته باشیم و این مجموعه را تهیه کنیم.

شهرام ناظری سپس اثر مولوی را اجرا کرد.

بعد از این اجرا، شهرام ناظری اظهار داشت: از نظر آکوستیک صدا، سالن، خیلی ما را اذیت کرد. اگر صدا گاهی خوب نبوده عذرخواهی می‌کنم. شاید ما باید در وسط قرار می‌گرفتیم و جمعیت دورتا دور می‌نشستند اما این سالن برای کشتی تعبیه شده که در وسط تشک قرار گیرند. اسم کشتی را آوردم و یاد جهان پهلوان تختی افتادم. 17 بهمن در مراسم بزرگداشت تختی حضور می‌یابم و به یاد این مرد بزرگ، برنامه اجرا می‌کنم.

وی بعد از این سخنان، گفت: می‌خواهم اثر "راست بگو نهان مکن" را اجرا کنم. شاید به در جامعه ما هم بخورد.

شهرام ناظری در پایان هم قطعه "آتش در نیستان" را اجرا کرد.

وی بارها مورد تشویق گرم حاضران قرار گرفت و به ابراز احساسات مخاطبان، پاسخ داد.

  شهرام ناظری پنجشنبه و جمعه هم در ساری به اجرای کنسرت موسیقی می‌پردازد.


منبع:"مازندنومه؛ سرویس فرهنگی و هنری"


عکسهای بیشتر از این کنسرت را در اینجا و اینجا ببینید.


یاحق.


هفتمین جشنواره گروه نوازی فارس با داوری استاد ناظری



هفتمین جشنواره موسیقی گروه نوازی فارس با حضور استاد شهرام ناظری و حسین عیلزاده در شیراز آغاز شد.

به گزارش خبرنگار مهر، هفتمین جشنواره موسیقی گروه نوازی با حضور 46 گروه در بخش های کوبه‌ای، محلی، کلاسیک، ایرانی، پاپ و کودک آغاز به کار کرد.

 در بخش سنتی 11 گروه در بخش رقابتی شرکت می‌کند و یک گروه نیز در بخش غیررقابتی پذیرفته شد، در موسیقی پاپ 9 گروه در بخش رقابتی و یک گروه در غیررقابتی، موسیقی کلاسیک، 11 گروه در بخش رقابتی، موسیقی کودک 9 گروه در بخش غیررقابتی، موسیقی کوبه‌ای 4 گروه در بخش غیررقابتی، موسیقی محلی 2 گروه در بخش غیررقابتی این جشنواره حضور دارند.

 داوران نهایی بخش سنتی شامل شهرام ناظری، حسین علیزاده و مسعود شناسا، 
بخش کلاسیک آذین موحد، جاوید مجلسی و لریس هویان،بخش پاپ لریس هویان، محسن مرشد و یا بهروز صفاریان و امیر بکان هستند.

اختتامیه این جشنواره دوشنبه ساعت 18 در تالار حافظ شیراز برگزار می شود.

عکسهای بیشتر را در اینجا ببینید.

"شیراز – خبرگزاری مهر"

یاحق.

گزارش کنسرت دی ماه 1392 استاد شهرام ناظری

در حضور جمشید مشایخی و نماینده سازمان بهداشت جهانی
استاد شهرام ناظری برای «جذامیان» مهاباد خواند


جذامیان مهاباد حالا دوستانی دارند حتی اگر نامشان را ندانند یا آنها را ندیده باشند. کیلومترها دورتر از محل زندگی‌شان، شوالیه آواز ایران با سرودی که در قلب پایتخت سر داد اولین‌قدم را برای کمرنگ‌شدن حصارهای جامعه از اطراف این بیماران برداشت تا شاید 50 سال بعد از ساخت مستند «این خانه سیاه است» فروغ فرخزاد، نور امید به دهکده‌های طردشده آنها بتابد.

 گروه مولوی در کنار شهرام ناظری ساعت 21روزهای سه‌شنبه و چهارشنبه 24 و 25دی دومین کنسرت خیریه خود را در برج میلاد اجرا کردند. ناظری پیش از این نیز در شهریور سال‌جاری اولین کنسرت خیریه خود را برای کمک به کودکان آسیب‌دیده حادثه آتش‌سوزی مدرسه شین‌آباد پیرانشهر برگزار کرد. با آنکه در بسیاری از کشورهای دیگر سال‌هاست هنرمندان شناخته شده با مشارکت در فعالیت‌های اجتماعی توجه افراد دیگر را به معضلات جامعه جلب می‌کنند اما این راه در ایران گام‌های ابتدایی را طی می‌کند. ناظری اما از جمله هنرمندانی است که با برگزاری کنسرت‌های خیریه قدم در این مسیر برداشته و در این حرکت نیز تنها نبوده است همچنان‌که در کنسرت خیریه کودکان شین‌آباد جمشید مشایخی، بازیگر پیشکسوت تئاتر و تلویزیون با شرکت در این کنسرت حمایت خود را از چنین اقدامی ابراز کرد.


ناظری همچنین برای دومین‌بار در روزهای 24و 25دی کنسرت خیریه‌ای به‌نفع بیماران جذامی مهاباد برگزار کرد تا عواید حاصل از فروش بلیت‌ها برای کمک به آنها اختصاص پیدا کند. شاید بتوان او را بعد از فروغ فرخزاد که با ساخت فیلم «این خانه سیاه است» بخشی از مشکلات جذامی‌ها را بیان کرد، دومین هنرمندی دانست که با برگزاری کنسرت خیریه، خواستار توجه جامعه به این بیماران شده است.


گروه مولوی متشکل از صابر نظرگاهی نوازنده تار، شهرام محمدی، نوازنده دیوان و سه‌تار، بابک غسالی، نوازنده عود، نگار خارکن، نوازنده کمانچه آلتو، شهریار نظری، نوازنده دف و راشد باباشهابی، نوازنده کمانچه در این کنسرت شوالیه آواز ایران را همراهی کردند.


در اولین شب از اجرای این کنسرت، جمشید مشایخی نیز حضور داشت. همزمان با ورود او به سالن تشویق‌های مردم آغاز شد و این تشویق‌ها با ورود ناظری روی سن ادامه پیدا کرد. قطعه اول کنسرت، تصنیف «آهسته که سرمستم» با شعری از مولانا بود و در بخشی از آن حسین پرنیا، به تک‌نوازی سنتور پرداخت. گروه مولوی در قطعه دوم شعری از ابو سعید ابوالخیر و عطار نیشابوری را اجرا کردند و در قطعه سوم نوبت به تصنیف «لولیان» با شعری از مولانا رسید.


ناظری پس از اتمام این قطعه با تشکر از حاضران گفت: «با سپاس از اینکه کمک کردید تصنیف لولیان به‌خوبی و بدون اشتباه اجرا شود چون اجرای صحنه‌ای آن پیچیده است و فکر می‌کردم ممکن است یکی، دو اشتباه در آن پیش بیاید.»او همچنین به فعالیت‌های اجتماعی خود برای کمک به کودکان شین‌آباد و بیماران جذامی اشاره کرد: «مدتی است کارهایی برای امور خیریه آغاز شده است. می‌خواستم از همه آنهایی که من را در این راه همراهی کردند، تشکر کنم.»ناظری در ادامه با اشاره به حضور جمشید مشایخی در این کنسرت‌ها و قدردانی از این اقدام گفت: «جا دارد از استاد بزرگوارم، جمشید مشایخی تشکر کنم که در این برنامه‌ها دست من را گرفت و نگذاشت تنها باشم.»


پس از آن ناظری از مشایخی برای حضور روی سن دعوت کرد. مشایخی با انجام عادت همیشگی خود که خاک صحنه را می‌بوسد، با ناظری روبوسی کرد و در توصیف شوالیه آواز ایران گفت: «افتخار می‌کنم هموطن شما هستم. شهرام‌خان ناظری را میلیون‌ها ایرانی می‌شناسند و با هنرش آشنا هستند ولی او گوهری دارد که کمتر شناخته شده است، آن هم فضیلت و انسانیت اوست.»


در ادامه این کنسرت قرار بود قطعه «زمستان» با شعری از مهدی اخوان‌ثالث اجرا شود. ناظری قبل از شروع این اثر، فضای شعر را با زندگی بیماران جذامی پیوند داد: «قطعه بعدی شعر اسطوره‌ای و زیبای اخوان‌ثالث است که همه ما با آن آشناییم. من این شعر را 30سال قبل برای اولین‌بار اجرا کردم هرچند فرم آن‌ جوری است که شاید با فرم زندگی امروز هماهنگ نباشد اما می‌خواستم زندگی سرد بیماران جذامی را نشان دهم و به همین دلیل دوباره آن را اجرا کردم.»


پس از اجرای قطعه زمستان که مروری بر خاطرات بسیاری از شرکت‌کنندگان نیز بود، ناظری به تکنوازی تار همراه با اشعار مولانا پرداخت: «وقت آن آمد که من عریان شوم/ نقش بگذارم/ سراسر جان شوم...». هنگام اجرای این قطعات، سالن برج میلاد برای دقایقی در سکوت کامل به‌سر می‌برد هرچند که بعد از اتمام آن و شروع موسیقی کردی، شور و اشتیاقی که کردهای حاضر در سالن برای شنیدن این آثار داشتند، در فضای کنسرت پیچید. همچنین سخنان ناظری قبل از اجرای این قطعات بارها مورد تشویق کردهای حاضر در سالن قرار گرفت. ناظری در بخشی از صحبت‌هایش گفت: «کردها مردم خیلی مبارزی بودند و طی قرن‌ها از مرزهای ایران دفاع کردند. به همین دلیل هرگز یک‌وجب از کشور که کردها آنجا زندگی می‌کردند، از بین نرفت.»


او ادامه داد: «موسیقی کردی دارای جنبه‌های باستانی، آیینی و مقامی است و آنچه را که موسیقی یک ملت باید داشته باشد، دارد اما خیلی کم روی آن تحقیق شده است. بیشترین پژوهش‌ها تا به حال روی موسیقی سنتی شرق انجام شده است. البته ما قبلا واژه موسیقی سنتی نداشتیم و به موسیقی ما کلاسیک می‌گفتند اما غربی‌هایی که به تحقیق درباره موسیقی ما پرداختند، از کلمه سنتی استفاده کردند.»


این نوازنده و آهنگساز به وضعیت این‌روزهای کشور نیز اشاره کرد: «نشاطی در چهره مردم آمده که قدم بزرگی است و خیلی مهم است که مردم به‌راحتی پایکوبی می‌کنند.»صدای تشویق مردم با شنیدن این سخنان برای چنددقیقه در سالن ادامه داشت اما زمانی که ناظری اعلام کرد «نیستان» قطعه پایانی کنسرت خواهد بود هیجان حاضران به اوج خود رسید، طوری که گروه مجبور شد در ابتدای قطعه توقف کند تا سکوت به سالن برگردد. کنسرت خیریه ناظری برای بیماران جذامی مهاباد درحالی برگزار شد که 28 ژانویه برای حمایت از این بیماران به نام آنها نام‌گذاری شده است و «جیهان طاویلا»، نماینده سازمان بهداشت جهانی در تهران به‌عنوان میهمان در این برنامه حضور داشت.


"منبع: روزنامه شرق"

یاحق.


چند خبر خوب از فعالیتهای استاد ناظری

همزمان با مراسم بزرگداشت مولانا،

صدای استاد شهرام ناظری در کوچه پس کوچه‌های قونیه پیچید


کنسرت استاد شهرام ناظری در قونیه با استقبال علاقه‌مندان موسیقی و گردشگران خارجی مواجه شد.


به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، منطقه آذربایجان غربی، کنسرت شهرام ناظری در قونیه مقارن با ایام سالانه بزرگداشت مولانا در شهر قونیه برگزار شد و علاقه‌مندان از کشورهای آمریکا، ژاپن، آلمان و سایر کشورها در ان حضور داشتند.


شهرام ناظری و گروه موسیقی مولوی قطعاتی را در دستگاه نوا با قطعه پیدا شدم آغاز کردند و موسیقی با اجرای قطعات راست بگو نهان مکن و قفل زندان بشکنم ادامه یافت.


قبل از اغاز کنسرت شهرام ناظری با حضور در جایگاه خطاب به فرهنگ دوستان جهانی که به شهر قونیه و کنسرت موسیقی آمده بودند اظهار کرد: سی سال بود که با هیچ نهاد دولتی همکاری نداشتم، چون دیدم با آمدن دکتر روحانی، دولتی آمده که فرهنگی فکر می‌کند و گلی از گل مردم شکفته است، همکاری کردم.

وی با بیان اینکه باید مسؤولان فکری به این وضعیت بی سرو سامان فرهنگی بکنند، تصریح کرد: در هر صورت انتظار داریم که بخش فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران در شهر قونیه برای ایام مولانا همکاری‌های لازم را در برگزاری همایش‌ها و کنسرت‌ها انجام دهد.

ناظری ادامه داد: با دوستان خویی که در سالهای اخیر پیوندهای فرهنگی بین خوی و قونیه برقرار شده است توانستیم برای امسال نیز کنسرتی برای علاقه‌مندان فرهنگ هنر ایران زمین در قونیه داشته باشیم.

وی از همکاری‌های وزارت امور خارجه و سفارت جمهوری اسلامی ایران و سازمان میراث فرهنگی در برگزاری کنسرت و صدور مجوزهای آن تشکر و قدردانی کرد.

کنسرت شهرام ناظری با حضور علاقه‌مندان در سالن آمفی تئاتر شهرداری قونیه برگزار شد و مردم رضایت خود را از برگزاری کنسرت باشکوه با داشتن هویت ایرانی اعلام کردند.


"منبع:ایسنا"


استاد ناظری در کرمانشاه می‌خواند 


سرپرست اداره ارشاد کرمانشاه خبر داد:شهرام ناظری به زودی در کرمانشاه کنسرت موسیقی اجرا خواهد کرد.

شهرام ناظری در مراسم بزرگداشتی که برای او و علی اکبر مردای در استان کرمانشاه برگزار می‌شود، شرکت می‌کند.

به گزارش خبرنگار ایلنا از کرمانشاه، سرپرست فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کرمانشاه با اشاره به سفر کاری خود به تهران و دیدار با معاونین و مدیران کل واحد‌های مختلف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و همچنین شهرام ناظری، گفت: خوشبختانه نگاه وزیر و معاونین وزارتخانه به استان کرمانشاه بسیار مثبت است و تمام معاونین وزیر قول مساعد دادند که برای دیدار با اصحاب فرهنگ و هنر و آشنایی با ظرفیت‌های استان به کرمانشاه سفر کنند.

ابراهیم رحیمی اظهار داشت: جلسات و دیدارهای متعددی صورت گرفت که تمام این دیدار‌ها در راستای فراهم کردن فضای مناسب برای کمک و مساعدت به فرهنگ و هنر استان بود و خوشبختانه با نگاهی که در مجموعه فعلی وزارتخانه حاکم شده است؛ قطعا روزهای امیدبخشی پیش روی فرهنگ و هنر استان کرمانشاه خواهد بود.


وی افزود: همچنین یکی از دستاوردهای سفر اخیر به تهران دیدار با هنرمند برجسته کشور استاد شهرام ناظری بود که هدف اصلی از این دیدار ادای احترام به شخصیت این هنرمند بزرگ کشور بود.


رحیمی زنگنه تصریح کرد: در جلسه یک ساعته‌ای که در منزل ایشان برگزار شد؛ ضمن تقدیر و تشکر از زحمات ایشان در عرصه موسیقی کشور، از وی درخواست کردیم تا در مراسم بزرگداشتی که برای او و استاد علی اکبر مردای در استان کرمانشاه برگزار می‌شود، شرکت کند.

سرپرست اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کرمانشاه تصریح کرد: در این دیدار استاد ناظری قول مساعد دادند که در کرمانشاه کنسرت موسیقی اجرا کنند.

وی افزود: استاد ناظری یکی از نوابغ موسیقی ایران و جهان هستند که در عرصه موسیقی عرفانی نیز شاید بتوان گفت یگانه دوران خویش هستند که همواره نسبت به مولانا توجه ویژه‌ای دارند.

وی همچنین ابراز امیدواری کرد که با توجه به دستور مساعدت مالی وزارتخانه به این اداره کل که از نتایج مثبت این سفر بود، با برنامه ریزی مناسب بتوان زمینه تقویت و رشد فعالیتهای فرهنگی هنری و کمک به اصحاب فرهنگ و هنر و رسانه را فراهم کرد.


"منبع:ایلنا"



کنسرت استاد شهرام ناظری به همراه گروه مولوی در برج میلاد به نفع بیماران جزامی مهاباد

24 و 25 دی ماه ساعت 21

برای اطلاعات بیشتر و خرید بلیت کنسرت به این سایت مراجعه فرمایید:

http://www.84200.ir



یاحق.

سخنان استاد ناظری در مورد تشکیل کارگاه آواز و گروه هم آوازان


دغدغه‌ این روزهای شوالیه آواز/ آرزو دارم با "هم‌آوازان" به سراسر ایران بروم


خواننده موسیقی ایرانی از آغاز به کار کارگاه های آموزش آواز خود بعد از تعیین مکانی ثابت برای برگزاری این دوره‌های آموزشی و تشکیل گروه "هم آوازان" برای اجرای کنسرت در سراسر ایران خبر داد.

شهرام ناظری در گفتگو با خبرنگار مهر درباره تازه‌ترین فعالیت‌های خود در حوزه موسیقی خاطرنشان کرد: متاسفانه طی ماه‌های اخیر کارهای مختلف و برگزاری کنسرت‌های متعدد اجازه تمرکز را از من گرفته بود تا بتوانم به فعالیت اصلی خود در حوزه موسیقی بپردازم.

وی  با اشاره به برگزاری کارگاه‌های آموزش آواز و تشکیل گروه بزرگ "هم آوازان" تصریح کرد: برگزاری این کارگاه‌های آموزشی که پیش از این با انتشار فراخوانی از علاقه مندان آواز آغاز شده بود، نیازمند حضور در مکانی ثابت است که امیدوارم با برنامه ریزی هایی که صورت گرفته بتوانیم هرچه زودتر کار را آغاز کنیم.

شوالیه آواز ایران گفت: هم اکنون مشغول پیدا کردن مکانی ثابت برای برگزاری کارگاه‌ها هستیم که امیدوارم طی هفته های آینده نیز این روند انجام گیرد و ما هرچه زودتر میزبان جوانان علاقه مند و مستعد موسیقی ایرانی در رشته آواز باشیم.


این خواننده موسیقی حماسی ایرانی در پایان تاکید کرد: برگزاری کارگاه‌های آموزش آواز و تشکیل گروه "هم آوازان" دو مقوله مهم اما جدای از هم هستند که اولی در دنباله فعالیتهای قبلی من برای آموزش خوانندگان مستعد موسیقی ایرانی و دومین هم یکی از دغدغه های همیشگی من بوده که دوست دارم روزی با تشکیل این گروه برنامه هایی را در سراسر کشور اجرا کنم.

شهرام ناظری تابستان امسال با انتشار فراخوانی از علاقمندان به آواز دعوت کرد با شرکت در دوره های مقدماتی و کسب تجربه در گروه بزرگ" هم آوازان" عضو شوند.

در این فراخوان آمده است: از آنجا که در آینده نزدیک شاهد تحولات فرهنگی هنری در کشور خواهیم بود، استاد شهرام ناظری در نظر دارد گروه بزرگی را با عنوان گروه "هم آوازان" تشکیل دهد. این اقدام به منظور اشاعه و آموزش آواز و آشنا کردن علاقه مندان به فن خوانندگی است که پس از پایان مرحله مقدماتی هنرجویان می توانند برای کسب تجربه وارد گروه شوند.



این كلاس‌ها قرار است با همكاری موسسه "حافظ مهر" در دوره‌های مقدماتی، متوسطه و عالی در زمینه‌های اصول ردیف خوانی، تلفیق شعر و موسیقی و زیباشناختی در آواز ایرانی برگزار شود و محدودیتی هم از نظر سنی ندارد.

شوالیه آواز ایران که تصمیم به تشکیل گروه هم آوازان را دارد چندی پیش کنسرت های متعددی را در تهران و شهرستان ها برگزار کرد که با استقبال علاقه مندان موسیقی ایرانی مواجه شد .ناظری در این کنسرت برخی از آثار از آلبوم های قدیمی و قطعاتی چون "آتش در نیستان"، "اندک اندک"،" لولیان"، "مولویه" و بخشی از آثار موسیقی مقامی کردی را اجرا کرد.


"منبع: مهر"
یاحق.

حضور استاد ناظری در مراسم بزرگداشت استاد هوشنگ ابتهاج

در شب بزرگداشت هوشنگ ابتهاج (ه.ا. سایه)، پیشکسوتان ادبیات و موسیقی ایران درباره این شاعر غزل‌سرا سخن گفتند. خود ابتهاج هم که کم‌تر در مراسمی حاضر می‌شود، چند جمله‌ای با حاضران سخن گفت.
سیمین بهبهانی در این مراسم گفت:سایه ذوق الهی دارد، پوری سلطانی از عشق او به عدالت اجتماعی سخن گفت، محمدرضا شفیعی کدکنی گفت، شعر هیچ‌یک از معاصران زنده نمی‌تواند با شعر سایه رقابت کند، محمود دولت‌آبادی پیشانی او را از دوسلدورف ‎بوسید و از ارادت هنرجویی خود به او گفت، شهرام ناظری از رابطه عاشقانه با سایه و نقش پدرانه او گفت، داریوش طلایی از تأثیرگذاری سایه در موسیقی سخن به میان آورد، دختر هوشنگ ابتهاج، سایه را از شعرش بهتر توصیف کرد، محمدافشین وفایی هم از احترام سایه به انسان و غزل‌های این شاعر سخن گفت و تصحیح او را از حافظ، بهترین تصحیح توصیف کرد.
هوشنگ ابتهاج هم چند جمله‌ای حرف زد و گفت: ما آدم‌های ساده‌ای هستیم که از پشت کوه آمده‌ایم.


*رابطه عاشقانه ناظری و ابتهاج

در این مراسم همچنین شهرام ناظری با مروری بر خاطرات سال‌های نوجوانی تعلیم موسیقی و ادبیات و مهاجرتش از کرمانشاه به تهران اظهار کرد: من در آن سال‌ها حاضر نبودم به رادیو بروم و از طرفی برخی دوستان مرا محاکمه می‌کردند و می‌گفتند باید برای همه ملت ایران بخوانم. زمان گذشت تا این‌که گفتند کسی رییس مرکز موسیقی رادیو شده که آدم متفاوتی است و می‌توانید با او حرف بزنید و آن شخص جناب هوشنگ ابتهاج بود. من پیش‌تر با اشعارش آشنایی مختصری داشتم. به دیدن ایشان رفتم و همان‌جور که انتظار داشتم، با برخورد یک چهره فرهیخته و ادیب روبه‌رو شدم،‌ در آن دیدار جناب سایه بسیار زیبا برخورد کردند، گفتند در برنامه‌های ما شرکت کنید. موافقت نکردم، اما آن‌قدر خوب و زیبا برخورد کرد که باعث تشویق من شد. ایشان همواره مرا در کار و فعالیت تشویق می‌کردند. پس از آن فعالیتم در رادیو آغاز شد و رابطه عاشقانه‌ای با جناب ایشان پدید آمد و روزی دو سه بار در هفته به منزل‌شان می‌رفتم و از دیدگاه ظریف زیبایی‌شناسی‌اش بهره می‌بردم. مرا شاعرانه و رندانه تشویق می‌کرد.

این هنرمند موسیقی در ادامه با مرور خاطره‌هایی دیگر از تشویق در گذراندن موفقیت‌آمیز کنکور سنتی موسیقی ایران، گفت: در جشنواره توس مرا برای اجرا انتخاب کردند و بسیاری به ایشان انتقاد کردند، اما جناب سایه از من حمایت می‌کرد و جناب استاد جلیل شهناز به من گفت، عالی می‌خوانم. بعدها فهمیدم در واقع جناب سایه این توصیه را به استاد شهناز کرده است که در تشویق و روحیه من اثر بگذارد.

ناظری از خانه هوشنگ ابتهاج به عنوان دانشگاه ادبیات و موسیقی و معرفت یاد کرد و گفت: در آن سال‌ها که خدمت جناب سایه می‌رسیدیم، بسیاری دیگر از ادیبان و شاعران حضور داشتند؛ به‌آذین ‌، محمد قاضی‌،‌ سیاوش کسرایی‌، احسان طبری‌ و بسیاری دیگر حضور داشتند. دوره درخشانی در زندگی من بود. ایشان همواره با صبر و حوصله کار می‌کردند. به اعتقاد من در شکل‌گیری دیدگاه اجتماعی در موسیقی ایران بسیار اثرگذار بودند و در گروهی که به وجود آمد، جناب سایه سردسته بود. ایشان مثل پدر ما بود و ما هم مانند پروانه به گرد ایشان جمع شده بودیم.

"منبع :ایسنا"

 

گزارش تکمیلی و عکسهای این مراسم را در این لینک ها بینید:

گزارش مراسم

عکسهای مراسم

 

یاحق.

مراسم تقدیر از استاد شهرام ناظری در شیراز (شهرام ناظری و افتخاری شهروندی شیراز)

 

برنامه پیوند فرهنگی حافظ شیرازی و شمس تبریزی از سلسله برنامه های نخستین هفته فرهنگ ملی و بین المللی «طرحی نو» شامگاه پنج شنبه دوم آبان ماه با اجرای به یاد ماندنی استاد شهرام ناظری در تالار حافظ شیراز برگزار شد.

در این مراسم از استاد شهرام ناظری به دلیل سالها فعالیت در خصوص احیا و معرفی آثار و اندیشه های حافظ و مولانا در قالب هنر موسیقی تقدیر به عمل آمد و علاوه بر نشان معنوی شیراز تابلوی نقاشی پرتره اثر استاد محمدعلی پرواز نقاش و تابلو کاشیکاری با عنوان (شهرام ناظری مولانای آواز ایران) با هنرنمایی استادان شیراز به وی اهدا شد.

استاد ناظری قبل از آغاز برنامه خود، ضمن قدردانی از شهرداری شیراز به واسطه برگزاری برنامه پیوند فرهنگی حافظ و شمس گفت: اگر چه وسعت این سالن و برنامه خیلی بزرگ نیست اما پیام بزرگی دارد که ماندگار خواهد شد. شوالیه آواز ایران در ادامه زبان به گلایه گشود و با اشاره به کنسرت شش ماه پیش خود در شیراز گفت: در این برنامه استاندار سابق فارس نیز حضور داشت و من خطاب به او و مسوولین گفتم «برای حافظ چه کردید؟ برای مردم چه کردید؟».

استاد ناظری تصریح کرد: مسوولان باید از اشتیاق بی نظیر مردم به هنر، پند بگیرند و کاری کنند. ایشان افزود: امشب با وجود سرماخوردگی و از راه زمین خودم را به شیراز رساندم، چرا که حیفم آمد در مراسمی که پای شمس، مولانا و حافظ در میان است حضور نداشته باشم.

استاد ناظری پس از این سخنان کوتاه، با اجرای بداهه نوازی با سه تار، دو قطعه «روشن تر از خاموشی چراغ ندیدم، و سخنی به از بی سخنی نشنیدم» و همچنین «من آنم که چون جام گیرم به دست، بینم در آن آینه هر چه هست». را اجرا کرد.

در ادامه این برنامه، تابلوی کاشیکاری هنرمندان شیراز رونمایی و به استاد شهرام ناظری اهدا شد. ایشان پس از دریافت هدایایش با لبخندی تلخ گفت: البته من عادت ندارم در ایران به من جایزه بدهند و این اولین بار است. وی افزود: این اقدام نه تنها برای من، بلکه برای همه هنرمندان این احساس را به وجود می آورد که در سیستم جدید قصد دارند به هنر و هنرمند بیشتر توجه کنند.

 

در ادامه گروه مولوی با هنرنمایی صابر نظرگاهی (تار و سه تار) بابک غسالی (بربت) شهرام محمدی (سه تار و دف) راشد باباچاهی (کمانچه) فرهاد صفری (تنبک) شهریار نظری (دف) به روی صحنه آمدند و شهرام ناظر را در اجرای کنسرت به یاد ماندنی خود همراهی کردند. استاد ناظری پس از اجرای قطعه «دوش چه خورده ای دلا راست بگو نهان مکن» از مولانا گفت: مولوی در این قطعه، درس اخلاق به ما می دهد که همیشه راستگو باشیم. ناظری همچنین با اشاره به عنوان برنامه «پیوند فرهنگی حافظ و شمس» و قطعه ای که تلفیقی از اشعار مولانا و حافظ بود، گفت: من سی سال پیش در قطعه ای، این پیوند را برقرار کردم. وی در پایان به درخواست حاضران، قطعه نوستالژیک «اندک اندک» را اجرا کرد.   

 

"منبع: وب سایت رسمی استاد شهرام ناظری"

 

عکسهای زیبای این اجرا و مراسم را در  لینک زیر ببینید:

 

http://www.mehrnews.com/detail/Photo/2161880#ad-image-9

 

یاحق.

 

 

کنسرت استاد شهرام ناظری به همراه گروه مولوی در اصفهان

 

 

کنسرت استاد شهرام ناظری به همراهی گروه مولوی  در اصفهان


زمان دیدار : سی ام مهر ماه و اول آبان ماه - ساعت 8 شب
مکان دیدار : تالار مجلل کوثر
آدرس : اصفهان - خیابان دانشگاه - روبروی آتش نشانی

خرید اینترنتی با قابلیت انتخاب صندلی:

www.melliconcert.com


اطلاعات تماس :
03116637382
09396513335
09396513337


استاد ناظری خاطره انگیزترین هایش را در اصفهان خواند


گزارش اجرای کنسرت شهرام ناظری در سالن کوثر اصفهان


زمزمه مخاطبان با قطعات چاشنی اجرا بود


   
 به روحیه خلاقانه و تکرار ناپذیری معروف است ولی این بار آمده تا خاطره انگیزها را بخواند و به قول خودش نوستالژی ها را زنده کند. خیلی ها منتظر دوباره و زنده شنیدن این قطعات هستند و خیلی های دیگر هم به هوای شنیدن آثار نو آمده اند و این رویکرد را نمی پسندند!

 شب گذشته اصفهانی ها بار دیگر صدای مردی را شنیدند که به شوالیه آواز ایران معروف است. شهرام ناظری این بار با مولوی خوانی به اصفهان آمد و نغمه آوازینش را از مولانا که به نظر خیلی ها در خواندن آثارش پیشرو بوده است به گوش دوستداران موسیقی رساند.
اجرا در سالن کوثر اصفهان برگزار شد. سالن خوبی که وجودش در اصفهان و قابلیتش برای اجرای برنامه خیلی ها را متعجب و شگفت زده کرده بود!
این بار بنرهایی با طرح اصفهان به عنوان دکور روی صحنه چیدمان شده بود؛ طراحی زیبایی که انعکاس نامناسب نورهای قرمز سالن در آن کاربردش در این فضا را قدری نامتناسب جلوه می داد.

بخش اول بداهه نوازی گروه مولوی بود. صابر نظرگاهی(تار، دیوان)، بهرام محمدی(دیوان و سه‌تار)، بابک قسالی(بربت)، شهریار نظری(دف)، راشد باباشهابی(کمانچه) و فرهاد صفری(تنبک، باژنگ) در این اجرا هنرنمایی کردند. اولین حضور ناظری در این کنسرت مثل کنسرت اخیرش در تهران با تک خوانی و تک نوازی آغاز شد. او در گوشه چپ سن ایستاد. سه تار به دست گرفت و با قطعه ای از شفیعی کدکنی خواندن را آغاز کرد. 
سپس گروه مولوی به او پیوستند و با همدستی ساز و آواز شبی خاطره انگیز رقم خورد. یکی از ویژگی های جالب این کنسرت توضیحاتی بود که شهرام ناظری در خلال اجرای قطعه ها در رابطه با انتخاب آن می داد.
می خواهم یکی از شعرهای انقلابی مولانا که در بحبوبه انقلاب خواندنش مناسب به نظر رسید را بخوانم. شعری که روحیه مبارزه جویی را در انسان زنده می کند و بسیار زیباست. اینها را گفت و قطعه «بازآمدم چون عید نو تا قفل زندان بشکنم...» اجرا شد.  
سپس نوبت به خاطره انگیزهای دیگر رسید. انتخابی در این کنسرت که خودش در رابطه با آن گفت : دوست دارم در هر اجرا کار نو و تازه ای بیاورم و تکرار آثار قبلی را دوست ندارم ولی گاهی مردم خواندن آثار قبلی را دوست دارند. این بار هم از من خواستند تا آن کارها را اجرا کنم.
اهمیت راستی بر کسی پوشیده نیست! چیزی که همیشه بدنبال آنیم و در این دوره زمانه کمتر شاهدش هستیم! اینها را ناظری قبل از اجرای قطعه «راست بگو نهان مکن» گفت و سپس کار اجرا شد.
«دلا نزد کسی بنشین»، « اندک اندک جمع مستان می رسد» قطعات دیگری بودند که اجرایشان در کنسرت دیشب با زمزمه مخاطبانی که اکثرا آن ها را از بر بودند، همراه بود. 
نوبت به اجرای دو قطعه کردی هم رسید. موسیقی کردی که همواره ناظری بر اهمیت و توجه به آن تاکید داشته است؛ همان طور که در این برنامه گفت: فکر می کنم آهنگ کردی بدلیل مشخصات خاص منطقه کرد بیشتر از موسیقی نواحی دیگر دست نخورده مانده است. در حالیکه موسیقی عجیب و غریبی است و ریشه های دیرنیه ای دارد. به نظرم موسیقی سنتی در مقابل کردی مثل یک بچه کوچک کم سن است. او ادامه داد:موسیقی قومیتی و مقامی ایران ریشه و پایه ریزی عظیمی در موسیقی ایران دارد . بخصوص موسیقی کردی که جای کار در آن هم  زیاد است.
در پایان هم نوبت به «آتش در نیستان» رسید. آهنگ پر طرفداری که انگار قطعه دائمی کنسرت های ناظری است... 
اجرا با زمزمه مخاطبان همراه بود. اتفاق زیبایی که نشان از عشق و علاقه به موسیقی و محبوبیت یک خواننده دارد.

"منبع:خبرگزاری ایمنا"

 

عکسهای این کنسرت را در این لینک  ببینید.

 

یاحق.

 

گزارشی از کنسرت خیریه استاد ناظری (شهریور ماه 1392)

در کنسرت خیریه استاد ناظری برای دختران «شین‌آباد» اعلام شد
تشکیل شورای هنرمندان برای امور خیریه

 

 

کم‌کم هوای پاییزی از راه می‌رسد و سوز آن همه‌جا را فرامی‌گیرد. پاییز سال پیش بود که آتشی در کلاس درس مدرسه دخترانه روستای شین‌آباد ‌گُر گرفت و سبب شد تعداد زیادی از کودکان معصوم در این آتش مصدوم شوند و چند نفر نیز جان خود را از دست بدهند. حالا این آتش به جان شوالیه آواز ایران افتاده و او را بر آن داشته تا «آتش در نیستان» خود را به میان مردم بیاورد تا از عواید اجرای آن بتواند بخشی از آسیب‌های واردشده به جان و روح کودکان شین‌آبادی را التیام بخشد.


 شهرام ناظری اما در این راه تنها نیست. شوالیه آواز ایران با همراهی شماری از هنرمندان نامدار ایران از جمله عزت‌الله انتظامی، جمشید مشایخی، علی نصیریان و بهمن فرمان‌آرا قصد دارد گروهی را برای جمع‌آوری کمک‌های مالی برای امور خیریه تشکیل دهد. نماینده مردم پیرانشهر در مجلس شورای اسلامی نیز از دیگر میهمانان این کنسرت بود. شامگاه پنجشنبه 28 مهر سالن میلاد نمایشگاه بین‌المللی تهران میزبان برپایی اولین شب کنسرت شهرام ناظری بود. این کنسرت چند میهمان ویژه داشت؛ جمشید مشایخی بازیگر نامدار سینما و تلویزیون، دکتر بهفر که ابراز آمادگی کرده تمامی هزینه‌های بیمارستانی دختران آسیب‌دیده شین‌آبادی را برعهده بگیرد و مدیا کاشیگر، نویسنده و منتقد بنام. ناظری اعلام کرد کسانی که می‌خواهند به این کودکان کمک کنند می‌توانند به شماره 8812 همراه اول پیامکی خالی را بفرستند و پس از آن مبلغ موردنظرخود برای کمک کردن را با پیامک برای این شماره ارسال کنند تا این مبلغ روی قبض تلفن همراه آنان آورده شود. ناظری در ابتدا اشاره‌ای به انگیزه برپایی این کنسرت کرد و از درخواست‌های فراوان برای اجرای مجدد آثار نوستالژیک و مهم‌تر از آن شروع سال تحصیلی جدید و همدلی با دختران آسیب‌دیده پیرانشهری.  او همچنین در این اجرا دو خبر مسرت‌بخش داد؛ یکی تشکیل شورایی متشکل از هنرمندان برای انجام کارهای خیر و دریافت مساعدت‌های مالی و دیگری تشکیل گروه بزرگ آوازی در آینده‌ای نزدیک. 

 

حالا این هنرمند مردمی پس از سال‌ها خاطره‌سازی با موسیقی و صدایش برای مردم، چنان جایگاهی را پیدا کرده که وقتی برای کمک به کودکان حادثه شین‌آباد طلب یاری می‌کند بلافاصله با همراهی همه قشرها روبه‌رو می‌شود. 

 

 و اما اجرا... سالن کنسرت مملو از جمعیت بود. هیچ‌یک از صندلی‌های سالن خالی نبود. البته عجیب هم نبود. وقتی شوالیه تصمیم به برگزاری کنسرت می‌گیرد تمامی بلیت‌ها روزها قبل از کنسرت به فروش می‌رسند.  توجه همیشگی شوالیه آواز ایران به مولوی چنان است که حتی در صحنه نیز تمثیلی از دو مرد را که در حال سماع هستند، می‌بینیم. روی سن هم شمع‌هایی چیده شده‌اند تا صحنه‌آرایی ساده کنسرت استاد را دلپذیرتر کنند.

 

تمامی اعضای گروه مشکی به تن کرده‌اند و لحظاتی پس از ورود آنها به صحنه، شوالیه آواز ایران در میان تشویق پرشور حاضران پا به صحنه می‌گذارد. اجرا با تکنوازی عود شروع می‌شود و با نوای کمانچه درمی‌آمیزد و بعد صدای استاد است که روی آن می‌نشیند: «پیدا شدم پیدا شدم... پیدای ناپیدا شدم... شیدا شدم... شیدا شدم.» صدای استاد و شعر مولانا کار خود را می‌کند و جمعیت حاضر در سالن را از همان ابتدا درگیر خود می‌کند.   در ادامه تکنوازی تار است که با آواز مثنوی‌معنوی همراه می‌شود و شب شهریورماهی را دلپذیرتر می‌کند:«عاشقی پیداست از زاری دل... نیست بیماری چو بیماری دل... علت عاشق ز علت‌ها جداست... عشق اسطرلاب اسرار خداست...» فضا را چنان بهت گرفته که برخی محو در موسیقی و برخی محو در صدای ناظری شده‌اند. شوالیه هم در ادامه تصنیف «راست بگو نهان مکن» را می‌خواند تا این فضا را تغییر دهد. حالا آواز عشاق یا همان اصفهان است که با همراهی کمانچه و عود و دف و تنبک و تار و سه‌تار در فضای سالن طنین‌انداز می‌شود:«دوش چه خورده‌ای دلا راست بگو نهان مکن... چون خمشان بی‌گنه روی بر آسمان مکن.» هنوز تصنیف بعدی شروع نشده که دکلمه شعر با تشویق حاضران همراه می‌شود. شهرام ناظری دکلمه می‌کند: «بازآمدم چون عید نو تا قفل زندان بشکنم... وین چرخ مردم‌خوار را چنگال و دندان بشکنم.» این تصنیف چنان با تشویق‌های مردم همراه می‌شود که گویی شنیدن آن در این‌روزها بیشتر برایشان لذت‌بخش بوده است.  پس از پایان این بخش شهرام ناظری از جمشید مشایخی دعوت کرد تا روی صحنه بیاید. حضور مشایخی روی صحنه و درآغوش‌گرفتن ناظری توسط او صحنه‌ای کم‌نظیر را پدید می‌‌آورد.  مشایخی شوالیه آواز ایران را هنرمندی بزرگ، عاشق و عارف معرفی می‌کند و می‌گوید: کیست که در این مجلس باشد و با اجرای ایشان و یارانش عاشق نشود. او در ادامه شعری را نیز می‌خواند: «همچو شمع از شرر عشق گدازان بودن / عشق دردی است که هم درد بود دایه او.» جمشید مشایخی با تشویق گرم حاضران و همراهی اعضای گروه پایین می‌آید و شهرام ناظری از او تشکر می‌کند.  حالا نوبت به یکی از تصنیف‌های ماندگار استاد می‌رسد؛ تصنیفی که هنوز هم پس از سال‌ها شنیدن آن لذت‌بخش است. شوالیه آواز ایران سه‌تار خود را به دست می‌گیرد و با پیش‌درآمدی کوتاه وارد آواز می‌شود،«دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد» البته همان ابتدا که ناظری شروع به نواختن سه‌تار می‌کند با استقبال همه حاضران همراه می‌شود: «الا یا ایها‌الساقی ادر کاسا و ناولها... که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها» آواز بیات ترک و موسیقی جاودانه زنده‌یاد جلال ذوالفنون در این شب غوغا می‌کند. شهرام ناظری همچنان ما را در خاطره‌ها نگه می‌دارد. بازهم قطعه‌ای دیگر در آواز بیات ترک و این‌بار با شعری از مولوی: « اندک‌اندک، اندک‌اندک، جمع مستان می‌رسند... اندک اندک، اندک اندک، می‌پرستان می‌رسند.» در ادامه کنسرت بخشی که بسیاری منتظرش بودند فرامی‌رسد. موسیقی کردی آن‌هم با صدای شوالیه آواز ایران. این بخش یک میهمان ویژه هم داشت: سحر ابراهیم که به اعضای گروه مولوی اضافه شد و در ابتدا با قانون‌نوازی فوق‌العاده زیبایش جمعیت را مات‌ومبهوت هنرمندی خود کرد.  ناظری در این بخش تعادلی میان غم و شادی را در نظر گرفت. نه تمامی موسیقی کردی را به خواندن قطعات شاد سپری کرد و نه تمام آن را به موسیقی غمناک.  حالا بخش پایانی کنسرت می‌رسد و قطعه‌ای که پیوندی عمیق با آنچه که امشب به‌نامش نام‌گذاری شده دارد:«آتش در نیستان» که شروع می‌شود بسیاری با آن زمزمه می‌کنند.«یک شب آتش در نیستانی فتاد... سوخت چون اشکی که بر جانی فتاد». کنسرت به پایان می‌رسد اما درد و رنج ناشی از آسیب‌هایی که به دختران شین‌آبادی خورده هنوز پایانی ندارد. شهرام ناظری را در این اجرا که شب گذشته هم تکرار شد، صابر نظرگاهی (تار، دیوان)، شهرام محمدی (دیوان، سه‌تار)، بابک غسالی (عود)، نگار خارکن (کمانچه‌آلتو)، شهریار نظری (دف)، راشد باباشهابی (کمانچه) و فرهاد صفری (تنبک، دمام، دهل) و سحر ابراهیم (قانون) همراهی ‌کردند.

 

"منبع: شرق"

عکسهای این اجرا را در لینک زیر ببینید:

http://www.musicema.com/node/186118


یاحق.

تمدید کنسرت تابستانی استاد ناظری

به دلیل استقبال بی نظیر دوستداران موسیقی از کنسرت استاد شهرام ناظري در تهران(سالن میلاد نمایشگاه بین المللی) این کنسرت یکبار دیگر تمدید شد :

٢٨و ٢٩ شهريورماه با اجراي آثار بياد ماندني از آلبومهاي گل صدبرگ، لولیان، سفر به ديگر سو و قطعات کردی و....

تهیه بلیت از طریق وب سایت:

 
tel: 021-84200
 






استاد شهرام ناظری در گفتگو با مهر:

هنرمندان در کمک به افراد آسیب‌دیده پیش‌قدم باشند/ اجرای کنسرت به یاد بچه‌های شین‌آباد



شهرام ناظری در آستانه تازه ترین کنسرت خود از انگیزه‌اش برای اختصاص بخشی از عواید فروش بلیت کنسرت خود به دختران آسیب‌دیده روستای شین آباد گفت.

این خواننده حماسی موسیقی کشورمان در گفتگو با خبرنگار مهر با ابراز همدردی دوباره با حادثه‌دیدگان سانحه آتش‌سوزی در یک مدرسه دخترانه در روستای شین‌آباد که 17 آذر سال گذشته رخ داد، خاطرنشان کرد: به طور حتم عزیزانی در سراسر کشور حضور دارند که به شدت نیازمند کمک های مردمی برای رفع مشکلات خود هستند اما با توجه به اینکه در آستانه شروع سال تحصیلی جدید هستیم تصمیم گرفتم یادی از دختران آسیب دیده روستای شین آباد بکنم که بدانند هنوز هم به یاد آنها هستیم و هیچ گاه این حادثه را فراموش نخواهیم کرد.

شوالیه آواز ایران با ابراز خرسندی از استقبال هنرمندان پیشکسوت و سوپراستارهای سینما از این اقدام تصریح کرد: اگر هنرمندان به تبعیت از هنرمندان ملی و بزرگی چون عزت الله انتظامی بیایند و در این حرکت ارزشمند همکاری خود را اعلام کنند به طور حتم اتفاقات بسیار خوبی در این زمینه می افتد چراکه من یک نفری نمی توانم همه کارها را انجام دهم و نیازمند یاری هنرمندان دیگر برای اجرای فعالیت‌های اینچنینی هستم.


ناظری ادامه داد: تمام هنرمندان باید در عرصه کمک رسانی به افراد محروم و آسیب دیده اجتماع حضور فعالی داشته باشند. این یاری زمانی ارزش بیشتری پیدا می کند که هنرمندان ملی و پیشکسوت هم حضور خوبی داشته باشند چرا که این هنرمندان مورد اعتماد مردم هستند و باعث می شوند مخاطبان با اطمینان بیشتری در این گونه حرکت های انسان‌دوستانه گام بردارند.

وی در بخش پایانی صحبت‌هایش با اشاره به برگزاری کنسرت روزهای آینده خود گفت: این کنسرت روزهای 28 و 29 شهریور با اجرای قطعات نوستالژیک آلبوم های قبلی ام که مخاطبان خاطرات خوبی با آن دارند در سالن میلاد نمایشگاه بین المللی برگزار می شود. همانطور که قبلا اعلام شده بود بخشی از عواید این کنسرت به بچه‌های شین‌آباد اختصاص داده می شود.

براساس این گزارش تماشاگران می توانند برای تهیه بلیت این کنسرت به سامانه آنلاین www.84200.ir مراجعه و یا با شماره تماس 84200 نسبت به خرید بلیت اقدام کنند. این در حالی است که فروشگاه‌های پرشیا، پارس، گلستان، کافه کهن و کندو برای مراجعه حضوری خرید بلیت در نظر گرفته شده است.

البته به خواست استاد شهرام ناظری، بخشی از عواید کنسرت 28 و 29 شهریور ایشان به کودکان حادثه دیده روستای شین‌آباد تعلق خواهد گرفت.

و همچنین شایان ذکر است که  عواید مالی کنسرت سنندج استاد ناظری که هفته گذشته برگزار شد به کودکان سرطانی اختصاص یافت.


یاحق.

کنسرت استاد ناظری در تهران و کرمانشاه

کنسرت استاد شهرام ناظری در تهران :3 و 4 شهریور ماه

این کنسرت تمدید همان کنسرت اخیر استاد در تهران است.

برای تهیه بلیت و اطلاعات بیشتر به سایت ایران کنسرت مراجعه کنید.


استاد شهرام ناظری ۱۴ و ۱۵ شهریور ماه در کرمانشاه برای همشهریانش برنامه خواهد داشت.


شهاب متقی‌فر رییس انجمن موسیقی کرمانشاه در گفت‌وگویی با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه کرمانشاه با اعلام این خبر، از انجام مقدمات اجرای این کنسرت در هفته‌های اخیر خبر داد.

او از اعلام آمادگی استاد ناظری برای اجرای کنسرت در تاریخ مذکور در کرمانشاه خبر داد و اظهار داشت: تمام شرایط برای برگزاری این کنسرت فراهم است، مگر اینکه این کنسرت به صورت یک طرفه از سوی استاد به تاخیر بیفتد.

رییس انجمن موسیقی کرمانشاه یادآور شد: در زمینه هماهنگی‌های برگزاری این کنسرت تا این لحظه اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی حمایت‌های بی‌دریغی از انجمن داشته که امیدواریم سایر ارگان‌ها نیز برای اجرای بهتر این کنسرت انجمن را یاری دهند.

گفتنی است: اجرای کنسرت استاد شهرام ناظری در محل ورزشگاه امام خمینی(ره) کرمانشاه خواهد بود.


یاحق.

دو گزارش از کنسرت اخیر استاد ناظری و گروه مولوی در تهران

استاد شهرام ناظری: شوری به دل مردم آمده است 

شوالیه آواز ایران شامگاه گذشته در کنسرتش گفت: این روزها اتفاقاتی افتاده که مردم خوشحال‌تر هستند. شادی و امید در چهره و دل‌های مردم موج می‌زند و شوری به دل مردم آمده است.


به گزارش خبرنگار بخش موسیقی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، صندلی‌های سالن میلاد نمایشگاه بین‌المللی، شامگاه 17 تیر، میزبان مخاطبانی بود که برای آغاز همسرایی ساز‌ها و شنیدن موسیقی ایرانی لحظه‌شماری می‌کردند.

صحنه اجرا مزین به چند شمع و نمایی از قونیه است و اشعار پارسی هم در جای جای صحنه به چشم می‌خورد.

ناظری پا به صحنه گذاشت و گفت: امشب مروری بر آثار گذشته خواهیم داشت. البته همیشه شهرام ناظری را با طرح‌ها و ایده‌های نو می‌شناسند اما چند سالی بود که تقاضا برای مرور این آثار زیاد بود.

او ادامه داد: امشب قطعات خاطره‌انگیزی را خواهید شنید که شاید با آنها زندگی کرده‌اید و امیدوارم شب خوبی فراهم کنیم.


سپس ناظری سه‌تارش را به دست گرفت و نواخت.




قطعه «حلاج» با کلامی از شفیعی کدکنی در راست‌پنجگاه نواخته شد و فضا برای همنوازی گروه آغاز شد.


سازها با یکدیگر همنوایی می‌کنند و ناظری می‌خواند:


گر بی دل و بی دستم وز عشق تو پابستم پس بند که بشکستم آهسته که سرمستم


نوی سازها به اوج می‌رود:


ای می بترم از تو من باده ترم از تو پرجوش ترم از تو آهسته که سرمستم



نوبت ساز و آواز است و در حالی که تشویق‌های حاضران بالا می‌گیرد، ناظری می‌خواند:


بازآ بازآ هرآنچه هستی بازآ گر کافر و گر بت پرستی بازآ این درگه ما درگه نومیدی نیست صدبار اگر توبه شکستی بازآ


ساز و آواز مورد استقبال مخاطبان قرار گرفته و دوباره همنوازی شروع می‌شود:


ای لولیان ای لولیان دیوانه شو دیوانه شو



ناظری در ادامه گفت: از توجه شما سپاسگزارم. شب را ادامه می‌دهیم تا ببینیم به کجا می‌رسیم. شب دراز است و قلندر بیدار.


نوبت بیات اصفهان است. کمانچه، کمانچه آلتو، عود، دف، تنبک، تار و سه‌تار خوب از پس همنوایی با یکدیگر بر می‌آیند.


دوش چه خورده‌ای دلا راست بگو نهان مکن چون خموشان بی‌گنه روی بر آسمان نکن


سپس شهرام ناظری گفت: بخش بعدی اجرا به قطعاتی اختصاص دارد که شما با آن‌ها خاطره دارید.

او دوباره سه‌تارش را به دست گرفت و نواخت. همان قطعه‌ای را که می‌گوید:


الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها که عشق آسان نمود اول ولی افتاده مشکل‌ها


در هنگام اجرای این قطعه دف شهریار نظری خودنمایی زیادی کرد و حاضران به آرامی همخوانی کردند.


پس از پایان این قطعه ناظری بدون هیچ تاملی «اندک اندک جمع مستان می‌رسند» را خواند.


اما دیگر نوبت بخش کردی اجرا رسیده بود و در حالی که صابر نظرگاهی و شهرام محمدی برای نواختن دیوان آماده می‌شدند، ناظری در سخنانی گفت: چند قطعه را از موسیقی مناطق "کرد" برایتان انتخاب کرده‌ایم. آهنگ‌های کردی شور و حس خاصی دارند و قوی و پرتحرک‌اند.


او افزود: در فرهنگ کرد رزم و بزم در کنار هم‌اند. شاید ببینید که مثلا 2 هزار نفر کرد در حالی که تفنگ به دست دارند، می‌رقصند.


ناظری با حالت مزاح‌گونه‌ای گفت: در این سه‌شب که قطعات کردی اجرا کردیم، شادی مردم به حدی بود که من وحشت کردم از اینکه سقف پایین بیاید، اما به هر حال این روزها اتفاقاتی افتاده که مردم خوشحال‌ترند. در این شب‌ها شادی زیادی از شما به ما رسید و من در حین اجرای این قطعات کردی نفهمیدم چه کسی می‌خواند و چه کسی می‌زند؟


شوالیه آواز ایران افزود: همه شادی کردند و اولین باری بود که اینقدر شور می‌دیدم.


سپس قطعاتی از مقام‌های شکاک از کرمانشاه و سنندج اجرا شد و حاضران را تا حد زیای به وجد آورد و مخاطبان با تشویق کردن و گاهی کل کشیدن گروه را همراهی می‌کردند. شدت تشویق‌ها به حدی بود که ناظری با دست اشاره می‌کرد، صدای موسیقی را نمی شنود و از حاضران خواست آرام‌تر تشویق کنند.


پس ازپایان قطعات کردی، این هنرمند پیشکسوت خطاب به حاضران گفت: شما باید می‌آمدید روی صحنه و ما می‌آمدیم جای شما! این همه شور شما را که البته خیلی هم زیباست نمی‌توانم کنترل کنم.


با درخواست‌های پی در پی مخاطبان، قطعه «یک شب آتش در نیستان می‌فتاد» به عنوان قطعه بیز اجرا شد و شب خاطره‌انگیز شهرام ناظری به پایان رسید.


صابر نظرگاهی(تار، سه‌تار، دیوان)، شهرام محمدی(دیوان، سه‌تار، دف)، بابک غسالی(عود)، نگار خارکن(کمانچه‌آلتو)، شهریار نظری(دف)، راشد باباشهابی(کمانچه) و فرهاد صفری(تنبک، باژنگ) در این اجرا هنرنمایی کردند.


این اجرا به تهیه‌کنندگی محمدحسین توتونچیان( شرکت ققنوس) برگزار شد و به رسم تمام اجراهای این موسسه کنسرت رأس زمان مقرر برگزار شد.


"منبع:ایسنا"



استاد ناظری : شرایط جامعه در دل آهنگ‌ها وجود دارد


کنسرت موسیقی شهرام ناظری در سالن میلاد نمایشگاه بین المللی

شهرام ناظری در حاشیه کنسرت اخیرش در پاسخ به این پرسش که آیا در شعرها و آهنگ‌های جدید شرایط جامعه را هم در نظر می‌گیرید،گفت: البته ممکن است شعرهای جدید زیاد استفاده نشود اما با این‌وجود در دل و روح آهنگ‌ها شرایط جامعه وجود دارد.

 کنسرت شهرام ناظری با گروه مولوی در سالن میلاد نمایشگاه بین‌المللی تهران به مدت 4شب از 14 تا 17تیر ماه شب‌ها از ساعت 21 تا 23 برگزار شد که در این کنسرت ناظری اجرای جدیدی از لولیان که این‌بار در مایه دشتی ساخته‌شده‌بود را خواند و کارهای گذشته او مانند قطعه پرواز، تصنیف سرمست، ساز و آواز، تصنیف لولیان، در مایه بیات اصفهان، مرا گویی چه سانی من چه دانم و تصنیف قفل زندان بشکنم اجرا شد.

همچنین تصنیف دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد، تصنیف اندک اندک جمع مستان می‌رسد با اشعاری از مولوی، حافظ، ابوسعید ابوالخیر بود .ساخت آهنگ‌ها نیز از شهرام ناظری، حمید متبسم و رضا قاسمی و همچنین آهنگ‌های محلی مقام کردی با قطعاتی از مقام‌های شکاک، اورامان ، گوران (کرمانشاه) سوران ( سنندج) با تنظیم شهرام محمدی بود که البته خود شهرام ناظری اعتقاد داشت این قطعات کردی به عنوان اشانتیون (پیش‌کش) برای مردم و علاقمندان اجرا می‌شود. همچنین در دفترچه‌راهنمای این کنسرت آمده‌بود :از آنجا که در آینده نزدیک شاهد تحولات فرهنگی، هنری در کشور خواهیم بود، استاد شهرام ناظری در نظر دارد گروه بزرگی را تحت عنوان گروه هم آوازان تشکیل دهد.

این اقدام به منظور اشاعه و آموزش آواز و آشنا نمودن علاقه‌مندان به فن خوانندگی است که هنرجویان پس از پایان مرحله مقدماتی می‌توانند برای کسب تجربه وارد گروه شوند.

در حاشیه این مراسم نیز شهرام ناظری با تشکر از صبر  و حوصله مردم گفت: خدا را شکر که برنامه به خوبی اجرا شد و همه چیز تحت کنترل بود و مردم می‌دانند در این عرصه‌های هنری چگونه حاضر شوند.

شهرام ناظری در حاشیه برگزاری کنسرت خود در سالن میلاد نمایشگاه بین‌المللی تهران در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری فارس در پاسخ به این پرسش که آیا کار جدیدی در دست دارید که به مردم معرفی کنید، گفت: ما همیشه کار جدید انجام می‌دهیم، اکثر کارهای ما نو و جدید است و فقط در این کنسرت بخشی از اجراهای قدیمی را برای یادآوری خاطرات مردم اجرا می‌کنیم، اما این دفعه هم کار جدید ارائه کرده‌ایم.

این استاد آواز در پاسخ به این پرسش که آیا در شعرها و آهنگ‌های جدید شرایط جامعه را هم در نظر می‌گیرید، گفت: البته ممکن است شعرهای جدید زیاد استفاده نشود،اما در دل و روح آهنگ‌ها شرایط جامعه وجود دارد.


ناظری در پاسخ به این پرسش که  با توجه به تفاوت‌های زیادجامعه دهه شصت با جامعه کنونی چه شرایط جدیدی را در کارهایتان لحاظ می‌کنید افزود: هنرمندان با سنجیدن شرایط جامعه متوجه می‌شوند که چه زمانی باید چه کار انجام دهند. به هر صورت هنرمندان پیش‌رو هستند .به خصوص بنده که می‌دانم کی باید کار نو انجام دهم.

لازم به ذکر است در حاشیه این کنسرت شهرام ناظری با صبر و متانت به علاقمندانش پاسخ گفت و عکس گرفت.


گزارش تصویری کنسرت:




"منبع :فارس"

یاحق.

کنسرت استاد شهرام ناظری به همراه گروه مولوی در تهران (تیرماه 1392)


استاد شهرام ناظری به همراه گروه مولوی در روزهای 17-16-15-14  تیرماه در نمایشگاه بین المللی تهران-سالن میلاد کنسرت خواهند داشت.

علاقمندان برای اطلاعات بیشتر از قطعات اجرایی از وبسایت رسمی استاد شهرام ناظری دیدن فرمایند.

و همچنین برای خرید بلیت می توانند به این سایت مراجعه کنند:

http://www.iranconcert.com



استاد ناظری در آستانه اولین شب کنسرتش:

امشب "آتش در نیستان" را می‌خوانم/من خواننده آهنگ‌های شنیده نشده هستم

شهرام ناظری خواننده "آتش در نیستان" گفت: تجربه نشان داده زمانی که هنرمند اثر تازه و خلاقانه‌ای را به مخاطب ارائه می کند، مردم آرام آرام با او همراه می شوند این همراهی برای هنرمند بهترین تشویق و دلگرمی را به وجود می‌آورد.
شهرام ناظری خواننده آثار ماندگار موسیقی ایران با بیان این مطلب در توضیح تازه‌ترین کنسرت خود در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: در تازه‌ترین اجرای خود مروری بر گذشته دارم و آثاری را که مردم طی 30 سال با آن همراه بودند و زندگی کردند، اجرا می‌کنم.

خواننده آثار ماندگاری از شاهنامه فردوسی در ادامه درباره دلایل اجرای آثار قدیمی گفت: در طول سه دهه گذشته تمام تلاشم این بود که موسیقی نو و خلاقانه‌ای را به مردم ارائه دهم البته انتقادهایی هم بر من وارد بود از این نظر که چرا مروری بر آثار قدیمی نمی‌کنم.

شوالیه آواز ایران افزود: به طور کلی از بازخوانی آثار گذشته پرهیز داشتم حتی اگر آثار خودم باشد. اصولا من خواننده آهنگ‌های شنیده نشده هستم نه بازگو کننده آثار تکراری؛ چراکه تجربه نشان داده زمانی که هنرمند اثر تازه و خلاقانه ای را به مخاطب ارائه می کند، مردم آرام آرام با او همراه می شوند و در سایه این همراهی است که دلگرمی سراغ هنرمند می‌آید و در نهایت این مردم هستند که قضاوت درستی درباره اثر می‌کنند.

خواننده قطعه به یادماندی "در گلستانه" همچنین تاکید کرد: قضاوت درست در لحظه به عهده کارشناسان موسیقی و در انتها با اجتماع و تاریخ است به همین دلیل پس از اجرایی که با گروه موسیقی "دوستی" با همراهی استاد علیزاده و همچنین اجرای رپرتوار مقامی فردوسی که اثر سنگینی بود، داشتم اکنون وقت آن رسیده بود که به درخواست مردم مروری بر آثار گذشته داشته باشم.

شهرام ناظری در ادامه با اشاره به قطعاتی که اجرا خواهد شد، گفت: برخی از آثار از آلبوم‌های قدیمی و قطعاتی چون "آتش در نیستان"، "اندک اندک" ،"لولیان"، "مولویه" و بخشی دیگر مروری بر موسیقی مقامی کردی خواهد بود.

شهرام ناظری شوالیه آواز ایران که افتخارات بزرگ بین المللی را برای هنر ایران به ارمغان آورده است و در جشن "موسیقی ما" نیز مورد تقدیر قرار گرفته است در پایان با بیان این مطلب که اینگونه برنامه‌ها (جشن موسیقی ما) می تواند در تشویق جوانان موسیقی موثر باشد، ضمن تذکر و هشدار به مجریان این برنامه به دلیل عدم حضور کارشناسان واقعی موسیقی ایران گفت: اگر قرار باشد خط و مشی اهداف هنری و موسیقایی بدون حضور و نظرخواهی استادان و صاحب‌نظران که سال‌ها برای دفاع از موسیقی و هنر قلم زده و جنگیده‌اند و یا آثار ماندگاری را به وجود آورده‌اند و در زمینه تحقیقات بدون هیچ حمایتی به نتایج ارزنده ای رسیده‌اند، تبیین شود قطعا راه به جایی نمی‌برند.

شهرام ناظری از 14 تا 17 تیرماه در سالن میلاد نمایشگاه بین‌المللی تهران کنسرت دارد.




شهرام ناظری در گفت‌وگو با «شرق»:

امیـدی در دل مـردم شکوفه کرده است

«شهرام ناظری» موسیقیدانی مردمی است. هنرمندی است که طی سه‌دهه گذشته بی‌هیچ قیل‌وقالی در سختی‌ها و ناملایمات جامعه با آثار خود همراه مردم بوده. او چه بر صحنه موسیقی و چه در صحنه اجتماع، همواره یار و همراه مردم بوده است. خواننده‌ای است که معتبرترین مدال‌های افتخار جهانی را برای موسیقی و آواز این مرزوبوم به ارمغان آورده است. در کنار دریافت نشان شوالیه، دارنده نشان آفیسیر (به معنای صاحب‌منصب هنر و ادبیات) و دکترای افتخاری از وزارت فرهنگ فرانسه است. افتخارات ناظری البته فراتر از اینهاست. دریافت نشان «میراث فرهنگی شرق» از طرف آسیاسوسایتی و دبیرکل سازمان ملل متحد «بان‌کی‌مون». ‏دریافت نشان طلایی «سماع مولانا» از آخرین بازمانده مولانا (اسین چلبی در قونیه). دکترای افتخاری از سوی آمریکن یونیورسیتی و دریافت تقدیرنامه‌ از دانشگاه‌های هاروارد و UCLA. سخنرانی و اجرا در دانشگاه‌های کلمبیا، استنفورد و برکلی و دانشگاه توکیو و شرکت در اکثر فستیوال‌های مهم هنری جهان، گوشه‌هایی از افتخارات این هنرمند ایرانی‌ است. این روزها انتخاب رییس‌جمهور جدید، واکنش مثبت شوالیه آواز ایران را در پی داشته. ناظری معتقد است فضای جدید امید تازه‌ای را به رگ‌های اجتماع تزریق کرده که برای بهبود اوضاع فرهنگ و هنر بسیار راهگشاست. در همین زمینه گفت‌وگوی کوتاهی با استاد ناظری ترتیب دادیم که در ادامه می‌خوانید.

با توجه به اینکه رییس‌جمهور جدید حاصل انتخاب مردم است، وضعیت هنر را در دولت آینده چگونه پیش‌بینی می‌کنید؟

به‌طور کلی با توجه به اینکه جناب آقای حسن روحانی انسان فرهیخته‌ای هستند و با توجه به طرز فکر ایشان و یارانشان از جمله دکتر عارف، مهندس نعمت‌زاده و... همچنین جناب خاتمی که مورد علاقه اهل فرهنگ هستند؛ شک ندارم که در آینده شاهد رشد فرهنگ و هنر در مملکت خواهیم بود. با توجه به تخریب‌هایی که به وجود آمد نمی‌شود انتظار داشت که یک‌باره همه چیز درست شود. این موضوع نیاز به زمان دارد. همین که امیدی در دل مردم شکوفه کرده است، این خود بدون‌شک بسیار در پیشبرد هنر و فرهنگ اثرگذار خواهد بود؛ چون جامعه امیدوار با جامعه ناامید خیلی فرق می‌کند.

تخریب‌های فرهنگی و هنری تا چه حد آسیب‌شناسی و ارزیابی می‌شود؟

به نظر من تخریب فرهنگی بسیار وسیع است. لازم است با برنامه‌ریزی صحیح در امر آموزش سال‌ها با کارشناسان و استادان، واقعی موضوع هنر و فرهنگ مملکت را جدی گرفته و روی آن تحقیق و کاوش شود تا آرام‌آرام به یک نتیجه نسبی برسیم.

با همه مشکلات واقعا قابل تقدیر است که هنرمندان از پا ننشسته و با چنگ و دندان از هنر پاسداری کرده‌اند.

شرایط، بسیار بسیار دشوار بوده. فکرش را بکنید که شما برای آنکه از هنرتان محافظت کنید، باید از بسیاری مواهب و نعمت‌های زندگی چشم‌پوشی کنید. خود بنده به‌طور مثال 33 سال از گرفتن حق و حقوقم از صداوسیما محروم ماندم و از بسیاری برنامه‌های آنها در جهت کمک مالی و سایر تقدیرنامه‌ها، هدیه‌ها، جایزه‌ها و دیگر مزایا دور ماندم. کمک‌های دولتی را نپذیرفتم. وام‌های دولتی، پیشنهاد گرفتن زمین، خانه و سایر چیزهای دیگر را قبول نکردم. کلیه آثارم را با همت شخصی تهیه کردم. به هر صورت تا امروز آنچه که انجام شده حاصل ایستادگی همه هنرمندان کشور است که تا حد امکان با چنگ و دندان از هنر و فرهنگ محافظت کرده‌اند. مراکزی هم بوده‌اند که به جای ضربه‌زدن به موسیقی کمک کرده‌اند؛ هرچند موسیقی آسیب‌پذیرتر و هنرمندان آن مورد جفا واقع شده‌اند، اما اگر در جایی یا مرکزی یک قدم برای موسیقی برداشته شده است، ما هنرمندان موسیقی قدردان آنها بوده‌ایم. به‌طور مثال مرکز موسیقی تالار وحدت در جهت صدور مجوز برای انتشار CD و کنسرت هنرمندان کوتاهی نکرده و ما ممنونش هستیم یا حوزه هنری که در جهت موسیقی مقامی فعالیت‌هایی داشته، یا انجمن موسیقی در بعضی از موارد آموزشی کارهایی انجام داده، که ما قدردان همگی آنها هستیم. به‌طور کلی در مقایسه با ارگان‌های مملکتی، شهرداری نسبتا عملکرد بهتری به موسیقی داشته است. به‌طور مثال در این سال‌ها که تلویزیون راضی به نشان دادن «ساز» نشد؛ شهرداری با تاسیس «موزه موسیقی»، گام بزرگی در جهت حفظ، نگهداری و شناسایی سازهای ایرانی انجام داده است. دایر کردن فرهنگسراهای مختلف در سطح شهر تهران و برپا کردن جشنواره‌های موسیقی، کمک به خانه هنرمندان و واحدهای دیگر موسیقی و اقداماتی از این دست که شهرداری در راستای موسیقی انجام داده است، از جمله اقدامات خوب شهرداری است و ما هنرمندان موسیقی سپاسگزار آن هستیم. از این به بعد انتظارمان این است که موسیقی را جدی گرفته و به‌طور ریشه‌ای و اصولی با آن برخورد شود. باشد تا این هنر آسمانی و به‌طور کلی مقوله فرهنگ که امروز مهم‌ترین معضل کشور به‌شمار می‌رود، به‌نحوی حرکت کند و به مرحله‌ای برسد که درخور شایستگی ایران و فرهنگ و تمدن ایرانی باشد.

در انتها پیرامون کنسرت جدیدتان برایمان بگویید که گویا روزهای 14، 15، 16 و 17 تیر در محل سالن میلاد نمایشگاه بین‌المللی تهران برپا خواهد شد...

در کنسرت تیرماه بنا به درخواست مردم، شماری از قطعات قدیمی را اجرا خواهم کرد؛ قطعاتی که حالتی نوستالژیک برای مخاطبان دارند. از آن جمله می‌توانم به «الا یا ایها ساقی، ادرکاساوناولها/ که عشق آسان نمود اول، ولی افتاد مشکل‌ها»، «ای لولیان یک لولی‌ای دیوانه شد»، «اندک‌اندک جمع مستان می‌رسد» و «چه دانستم که این سودا مرا زینسان کند مجنون» اشاره کنم. برخی قطعات این اجرا هم اشاره‌هایی به برخی آلبوم‌هایم از جمله «یادگار دوست» و «آتش در نیستان» خواهد داشت. در این کنسرت گروه «مولوی» مرا همراهی خواهد کرد.

"منبع: روزنامه شرق"

یاحق.

استاد شهرام ناظری: آخرین بازمانده نسل غول‌های موسیقی ایران؛ "استاد جلیل شهناز" از میان ما رفت

درگذشت "استاد جلیل شهناز" را به دوستداران موسیقی اصیل ایرانی تسلیت می گویم.

روح خداوندگار تار ایران و این بزرگمرد و نابغه موسیقی  شاد و قرین رحمت پروردگار باد.

شعری زیبا که شهریار در وصف استاد شهناز سروده بود:

ای جگر گوشه کیست دمسازت

با جگر حرف میزند سازت

تارو پودم در اهتزاز آرد

سیم ساز ترانه پردازت

حیف نای فرشتگانم نیست

تا کنم ساز دل هم آوازت

وای ازین مرغ عاشق زخمی

که بنالد به زخمه سازت

چون من ای مرغ عالم ملکوت

کی شکسته است بال پروازت

شور فرهاد و عشوه شیرین

زنده کردی به شور و شهنازت

نازنینا نیازمند توام

عمر اگر بود می کشم نازت

سوز و سازت به اشک من ماند

که کشد پرده از رخ رازت

گاهی از لطف سرفرازم کن

شکر سرو قد سرافرازت

شهریار این نه شعر حافظ بود

که به سرزد هوای شیرازت


***********


زیباترین دوره کاری‌ام حضور در کنار استاد شهناز در گروه "اساتید" بود...


شهرام ناظری از جلیل شهناز به عنوان آخرین بازمانده از نسل غول‌های موسیقی کشورمان یاد کرد و زیباترین دوران کاری‌اش را حضور در گروه "اساتید موسیقی ایران" و همراهی با استاد شهناز دانست.

شهرام ناظری خواننده صاحب‌نام ایران در گفتگو با خبرنگار مهر با ابراز تاسف از درگذشت استاد جلیل شهناز نوازنده پیشکسوت تار گفت: به اعتقاد من با درگذشت استاد جلیل شهناز شاید آخرین بازمانده از نسل غول‌های موسیقی ایران از میان ما رفت.

ناظری ادامه داد: بعد از پیروزی انقلاب بیشتر استادان موسیقی ایرانی که زحمات بسیار زیادی در اعتلای موسیقی ایرانی کشیدند کمتر مورد توجه قرار گرفتند و متاسفانه بسیاری از آنها گوشه‌نشینی را تجربه کردند و به انزوا رفتند. به همین جهت ما تلاش کردیم با گرد هم آوردن این هنرمندان از جمله جلیل شهناز، علی اصغر بهاری، فرامرز پایور، محمد اسماعیلی و محمد موسوی گروهی را تشکیل دهیم که در آن سال‌ها با توجه به امکانات بسیار ناچیزی که وجود داشت گروه "اساتید موسیقی ایران" تشکیل شد و توانست تاثیر زیادی در جریان موسیقی کشور داشته باشد.

وی گفت: با همت و بزرگواری هنرمندان عضو گروه اساتید از جمله زنده‌یاد جلیل شهناز این گروه توانست نقش ارزنده‌ای را در موسیقی ایرانی ایفا کند چراکه این عشق و علاقه بود که در آن زمان باعث شکل‌گیری روند تازه‌ای در عرصه موسیقی شد و حتی معرف خوبی از موسیقی ایرانی در کشورهایی نظیر فرانسه، انگلستان و آمریکا شد.

ناظری در پایان خاطر نشان کرد: یکی از زیباترین دوره‌های کاری من حضور در همین گروه اساتید و همراهی با هنرمندان ارزنده‌ای چون جلیل شهناز بود که هیچ‌گاه آن دوران را فراموش نخواهم کرد و امیدوارم زمانی را ببینم که در اوقات مرگ به یاد هنرمندان تاثیرگذار موسیقی ایران نیفتیم.


قابل ذکر است که : حمیدرضا عاطفی مدیر اجرایی خانه موسیقی در گفتگو با خبرنگار مهر افزود: مراسم تشییع پیکر زنده یاد جلیل شهناز روز چهارشنبه 29 خرداد ساعت 9 صبح در خانه هنرمندان ایران به میزبانی خانه موسیقی ایران برگزار می شود.

تغییر در زمان و مکان مراسم تشییع پیکر استاد شهناز:

حمیدرضا عاطفی مدیر روابط عمومی خانه موسیقی ایران با اعلام این خبر گفت: تشییع پیکر استاد شهناز که قرار بود فردا از مقابل خانه هنرمندان صورت گیرد بواسطه نرسیدن پسر استاد از آمریکا به ایران، به روز ۵ شنبه ۳۰ خردادماه موکول شد. 

وی توضیح داد: بنابراین مراسم تشییع پیکر زنده‌یاد جلیل شهناز ساعت ۹ صبح فردا از مقابل تالار وحدت برگزار خواهد شد. 

مدیر روابط عمومی خانه موسیقی در پایان گفت: تا به این لحظه خانواده استاد جلیل شهناز تصمیمی برای مکان خاکسپاری پیکر استاد نگرفته‌اند و هنوز مشخص نیست که پیکر ایشان در تهران و یا اصفهان به خاک سپرده خواهد شد. 


"منبع:مهر"

یاحق.


گفتگوی استاد شهرام ناظری با خبر آنلاین به مناسبت کنسرت با شکوهش در شیراز



استاد شهرام ناظری می گوید شاهنامه اقیانوسی عمیق و گسترده از هنر، معرفت و دانش است که شنا کردن در آن نیازمند شجاعت، مطالعه و مهارت‌های زیادی است.


 انگار صدایش برای شاهنامه خوانی آفریده شده است؛ لحن حماسی او به خوبی با اشعار فردوسی هم خوان می شود و بر دل شنونده می نشیند.

او مرد عرصه‌های پر خطر و کمتر آزموده شده آواز ایران است؛ شهرام ناظری بعد از آن که مولوی خوانی را در موسیقی کشور جا انداخت، اینک به سراغ اشعار فردوسی رفته است.

کنسرت‌های پنج سال اخیرش در ایران و چند کشور دیگر که در آن داستان ضحاک روایت می‌شود، همیشه مورد استقبال مخاطبان قرار گرفته است.

به مناسبت 25 اردیبهشت، روز بزرگداشت فردوسی، پای صحبت‌هایش نشسته ایم و از منظر او به شاهنامه نگاهی دوباره انداخته‌ایم.



با این که شاهنامه نزدیک به 10 قرن است که ورد زبان ایرانیان است، اما تنها 5 سال می‌شود که موسیقی ایرانی، آن هم به همت شما به سراغش رفته است. چرا؟

دلایل این بی توجهی نامعلوم یا بهتر بگویم موهوم است. البته ما چون تاریخ موسیقی نوشته شده و مدونی نداریم، نمی‌توانیم در باره گذشته‌های دور داوری کنیم. اما در 100 سال اخیر با قاطعیت می‌توان گفت هیچ خواننده ایرانی به سراغ شاهنامه نرفته است.


در مورد 100 سال اخیر می‌توان داوری کرد؟

خوانندگان سنتی ما عادت داشته و دارند که همیشه از روی یک الگو حرکت کنند و چون خواندن شاهنامه سابقه نداشته، کسی شهامت نکرده به آن نزدیک شود. در واقع چون در موسیقی ایرانی قالب و معیاری برایش وجود نداشته، در دوره معاصر مورد توجه قرار نگرفته است.

 

این جدایی چقدر ریشه در ویژگی های موسیقی ردیف دستگاهی ایران داشته و دارد؟

موسیقی سنتی بیشتر حال و هوای تغزلی را می پسندد و برای همین با اشعار حافظ، سعدی و ... دم خور است. این موسیقی خیلی نمی تواند با شعر روایت گونه شاهنامه جفت شود و حق مطلب را ادا کند.

همچنین کار کردن روی شاهنامه مطالعات و تخصص‌های زیادی می‌خواهد و فقط با اتکا به صدای خوب یا ردیف‌دانی نمی‌شود به سراغش رفت. برای این کار باید اسطوره‌ها، تاریخ و فرهنگ ایران باستان را به خوبی شناخت.

البته یک مسئله دیگر این است که در سده اخیر، به مرور لحن حماسی موسیقی ایرانی از دست رفته است. شما اگر دقت کنید، رد پای این لحن حماسی را حتی می‌توانید در صدای خواننده‌هایی مثل اقبال آذر، سلیمان امیر قاسمی، تاج و ... ببینید و بشنوید که هر چه به جلو آمده کم‌رنگ‌تر شده است.

یعنی آنان با وجود آن که تغزلی می خوانده اند، اما رگه هایی از حماسه هم در صدایشان شنیده می‌شده است.


بعد چرا این رنگ حماسی از موسیقی ایرانی ناپدید شد؟

چون از 50 سال پیش کم‌کم یک عده‌ای اتو به دست گرفتند و به خیال خودشان خواستند صدای خوانندگان موسیقی ایرانی را صاف کنند. این طوری شد که موسیقی ایرانی ته مایه لحن حماسی‌اش را هم از دست داد.


اما خود شما هم که البته هیچ گاه این لحن حماسی صدایتان را کنار نگذاشتید، تنها 5 سال قبل به سراغ فردوسی آمدید؟ چرا این قدر دیر؟

من دست کم 30 سال پیش از هم‌دوره‌های خودم خواستم که دور هم جمع شویم و روی شاهنامه کار کنیم که نشد. این اشتیاق من در همه این سال ها وجود داشت که البته پاسخ درخوری نمی‌یافت. تا این که 5 سال قبل کلید این کار را با کمک پسرم (حافظ ناظری) زدم. او که در نیویورک موسیقی می خواند، یک ارکستر بین‌المللی را سامان داد و به همراهی هم در فرانسه و آمریکا کنسرت‌هایی را بر اساس داستان ضحاک برگزار کردیم.

 

چرا در ایران کنسرت ندادید؟

این جا اجازه شاهنامه‌خوانی ندادند، البته هیچ گاه نفهمیدم چرا ابتدا از فردوسی ترسیدند. با این حال بعد از سه سال، بعد از آن که دست اندرکاران، فیلم اجراهای فرانسه و آمریکا را دیدند، توجیه شدند که مجوز بدهند. از دو سال قبل ما کلید کار در ایران را زدیم و با کمک دوستان هنرمندم، گروه موسیقی فردوسی را راه انداختیم و این بار داستان ضحاک را به صورت مقامی نواختیم و خواندیم.


یعنی بر خلاف موسیقی ردیف دستگاهی، شاهنامه با نغمه ها و نواهای مقامی هم‌خوانی دارد؟

بله. شاهنامه با موسیقی مقامی و قومیت های ایرانی سنخیت نزدیک‌تری دارد و برای همین تمام سازهای گروه فردوسی مقامی هستند.


اما سازهای کمانچه و عود هم در کنسرت شما نواخته شدند.

بله اما این‌ها سازهایی هستند که در موسیقی نواحی ایران هم به کار گرفته می شوند. در ضمن نوازندگان کمانچه (یونس پاک نژاد) و عود (سعید نایب محمدی) در ارکستر فردوسی، در اصل مقامی‌نواز هستند که این سابقه در شیوه کارشان دیده می شود.


موسیقی شما روی داستان ضحاک با الهام از نغمات باستانی مناطق کردستان و کرمانشاهان شکل گرفته است. آیا ممکن است روزی بر پایه موسیقی دیگر نواحی ایران به سراغ اشعار فردوسی بروید؟

حتماً. برای مثال موسیقی مقامی شمال و مرکز خراسان یا بختیاری هم با لحن حماسی که دارند، برای همراهی با اشعار فردوسی خیلی مناسب هستند. در فرهنگ عامه و موسیقی این نواحی یک الفت و انسی با شاهنامه وجود دارد که به کار خیلی کمک می کند. ما باید از همه این ذخیره‌های فرهنگی کشورمان بهره ببریم و فضایی گسترده و متنوع را پدید بیاوریم. من در گام اول بیشتر نظرم به سمت غرب کشور و مناطق کردنشین بود که بی شک در ادامه به سراغ میراث موسیقایی دیگر نواحی هم خواهم رفت.



شما خودتان کرمانشاهی هستید و برای همین می خواهم بپرسم به نظرتان چرا شاهنامه در مردم آن منطقه این قدر جا باز کرده است؟

شاید باز می گردد به روحیه سلحشوری ساکنان زاگرس و منطقه غرب کشور. البته در شکل‌گیری فرهنگ یک منطقه، مسائل تاریخی زیادی دست به دست هم می دهند که باید با دقت و به درستی نتایج آن را تحلیل کرد. همه این پیش‌زمینه‌ها و عوامل باعث می‌شود که در یک منطقه شاهنامه بیشتر رواج پیدا کند و در یک جای دیگر کم‌تر.

 

شما که سال‌هاست روی شاهنامه دارید کار می‌کنید، این منظومه بزرگ حماسی را چگونه یافته‌اید؟

یک اقیانوس بزرگ است که همه هنرها از موسیقی، نقاشی، سینما، داستان و ... دانش‌هایی چون تاریخ، جامعه‌شناسی، روانشناسی و ... و معارفی از جمله عرفان در آن متجلی است. بدون اغراق هر چه در دنیا می‌توان تصویر کرد یا موجودیت دارد، در شاهنامه گنجانده شده است.

 

من دوشنبه در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران در جمع استادان و دانشجویان در باره شاهنامه صحبت می‌کردم و بحث را با پنج بیت داستان بیژن و منیژه شروع کردم که به نظرم یک معجزه ادبی و هنری است. فردوسی در این چند بیت از آسمان شروع می‌کند، به زمین بر می‌گردد، در باره انسان صحبت می‌کند و ... چنان تصویر و تحلیلی ارائه می‌دهد که آدم می‌ماند چگونه او در پنج بیت توانسته این کار را انجام دهد.


تصویرسازی شاهنامه به معجزه می‌ماند، انسان‌گرایی‌اش بسیار امروزی است، روانشناسی دقیق شخصیت دارد، جامعه را خوب تحلیل می‌کند و ... برای همین می‌توانم بگویم فردوسی دنیا را در شاهنامه فشرده کرده و به درستی و به حق عنوان حکیم را به دست آورده است.

 

 پس شنا در این اقیانوس خیلی باید سخت باشد.

بله، چون نیاز به آگاهی و مطالعه زیاد دارد. شاهنامه چه از نظر شکل و چه از نظر محتوا، بسیار دقیق و عمیق است و ره‌یافت به آن دانش ویژه می‌خواهد.


در واقع یک کوشش گروهی و گسترده را می‌طلبد.

همین طور است. کار ما گام اول بود که باید پی گرفته شود. برای قدم بعدی به یک فکر و برنامه اساسی نیاز داریم. باید کارشناسان، پژوهشگران، موسیقی دانان، ادیبان و ... دور هم جمع شوند و کار را دنبال کنند. کار هنری روی شاهنامه، خط مشی، برنامه، حمایت مراکز فرهنگی، بودجه و ... می‌خواهد.


تا چه حد خوشبین هستید این شرایط فراهم شود؟

آدم به امید زنده است. البته سابقه کار نهادهای فرهنگی نشان داده متاسفانه به این ارزش‌های ملی و انسانی بی‌توجه هستند.


یکی از ویژگی‌های شاهنامه، اندک بودن واژگان غیر فارسی آن است. پژوهشگر و استاد محترم، جلال خالقی مطلق می‌گوید که تنها پنج درصد این حماسه کلمات عربی است. برای همین اشعار فردوسی، با سروده های شاعران سبک عراقی چون سعدی و حافظ که از کلمات عربی زیاد سود برده‌اند، تفاوت دارد. این تفاوت آیا در کار شما که اشعار همه این بزرگان را خوانده‌اید، تاثیری می‌گذارد؟

من خودم از سال‌ها قبل شیوه‌ای به کار گرفته‌ام تا لحن عربی ادای کلمات را کنار بگذارم و آن‌ها را ایرانی بخوانم. خب این رویه با شاهنامه فردوسی نزدیکی و هم‌خوانی دارد.


منظورتان از لحن فارسی یا عربی ادای کلمات چیست؟

لحن ادای کلمات در زبان فارسی و عربی تفاوت دارد. برای آن که مطلب روشن شود، به اذان مرحوم موذن زاده اردبیلی اشاره می‌کنم. چرا این اذان به گوش شما آشنا تر از نمونه های عربی است؟


چون در دستگاه های ایرانی خوانده شده است.

فقط این نیست، مهم‌تر آن است که لحن ایرانی دارد. برای مثال عرب‌ها «لا» را با حالت فتحه تلفظ می‌کنند و بیشتر «لَ» ادا می‌کنند، اما موذن زاده خیلی رسا و شفاف آن را «لا» می‌خواند. این باعث می‌شود اذان او برای ایرانیان دلنشین تر باشد.


شاهنامه داستان‌های اسطوره ای، پهلوانی و تاریخی زیادی دارد. چرا از میان همه آن‌ها به سراغ داستان ضحاک رفتید؟

چون دیدم خیلی با روح ایرانی عجین است، چرا که استقلال کشور و فداکاری در راه آن را نشان می‌دهد. درفش کاویانی، پرچم هویت ملی ماست و شخصیت کاوه آهنگر، توده‌های مردم این سرزمین را نمایندگی می‌کند. همچنین داستان ضحاک، جنگ سیاهی و سپیدی و نبرد خیر و شر را روایت می‌کند که موضوعی همیشگی و جهانی است.


البته یک دلیل شخصی هم دارم، چرا که وقتی شروع کردم به خواندن این داستان، به هیچ وجه نتوانستم از آن جدا شوم و در این چند سال همیشه چیزهای جدیدی را در آن کشف کرده‌ام.



"مهدی یاورمنش-خبرآنلاین"

یاحق.

کنسرت استاد ناظری به همراه گروه فردوسی در "شیراز"

به مناسبت 25 اردیبهشت؛ روز بزرگداشت فردوسی، استاد شهرام ناظري و گروه فردوسی در حالي 20 و 21 ارديبهشت ماه 1392 در شیراز به روي صحنه مي روند كه همچون بسياري از اجراهاي اخير اين خواننده، بخش عمده اي از اين كنسرت به مولوي خواني و شاهنامه خواني اختصاص دارد.

این کنسرت در مجتمع فرهنگی گردشگری سرزمین سبز صدرا به نشانی ابتدای ورودی شهر صدرا به سمت چپ، باغشهر گلبهار، خیابان فاخته 2 در ساعت 20:00 برگزار خواهد شد.
در اين كنسرت قطعاتي با اشعار مولانا و فردوسي اجرا خواهد شد كه از آن جمله مي توان به قفل زندان (مولانا)، شيدا شدم (مولانا)، من چه دانم (مولانا)، راست بگو نهان مکن (مولانا) و بخش هايي از شاهنامه فردوسی اشاره كرد.


نوازندگاني چون صابر نظرگاهي (تار)، سعيد نائب محمدي (عود)، يونس پاكنژاد (كمانچه)، فريد الهامي (شور انگيز) و شهريار نظري (دف)، شهرام ناظري را در اين اجرا همراهي خواهند كرد.
فروش بلیت این کنسرت به صورت اینترنتی و از سایت
www.irantic.com  انجام می گیرد

 

یاحق.

فرخنده باد بر همگان مقدم بهار...

بـه نام خدای بهار آفرین  / بهار آفرین را هزار آفرین
به جمشید و آیین پاکش درود / که نوروز از او مانده در یادبود

دعای پارسی

فرخنده باد بر همگان مقدم بهار..."نوروز"، جاودانه‌ترین جشن روزگار

نوروز باستانی  و سال نو را به استاد شهرام ناظری و دوستداران و مشتاقانش شادباش می گویم.

دلهایتان بهاری، روزهایتان درخشان و نوروزتان خجسته باد.

یاحق.

ادامه تور کنسرتهای استاد ناظری به همراه گروه فردوسی در شهرهای: اهواز و اراک

آواز استاد ناظری در اهواز طنین می افکند


 آواز شهرام ناظری از فردا به مدت دو شب در اهواز طنین می افکند.

تهیه کننده کنسرت شهرام ناظری درگفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: شهرام ناظری، شوالیه آواز ایران به همراهی گروه فردوسی از فردا  (17 اسفندماه )به مدت دو شب میهمان مردم اهواز است.

هادی قاسمی افزود: کنسرت شهرام ناظری، در یک سانس و ساعت 20 شب روزهای 17 و 18 اسفندماه در سالن گیت بوستان اهواز اجرا می شود.

وی با اشاره به اجرای 10 قطعه معروف توسط گروه فردوسی در این کنسرت، گفت: آهنگسازی قطعات این کنسرت را فرید الهامی و شهرام ناظری انجام داده‌اند.

قاسمی تصریح کرد: این کنسرت با اجرای اشعار فردوسی، مولانا و شفیعی کدکنی روی صحنه خواهد رفت.

وی افزود: شهرام ناظری در بخش اجرای اشعار فردوسی، قطعاتی چون آواهای باستانی و زورخانه‌ای، داستان کاوه آهنگر و ضحاک را اجرا می کند.

تهیه کننده کنسرت شهرام ناظری بابیان اینکه قطعه حلاج از شفیعی کدکنی نیز در این کنسرت اجرا می شود، اظهار کرد: در بخش اجرای اشعار مولانا نیز ناظری به اجرای قطعات من چه دانم، سوز وگداز، قفل زندان، شیدا شدم و راست بگو پنهان مکن می پردازد.

علاقه مندان برای تهیه بلیط کنسرت شهرام ناظری می‌ توانند با شماره تلفن‌ ۰۶۱۱۳۳۷۹۰۰۰ تماس حاصل فرمایند یا از طریق مراکز فروش در کتابفروشی محام، تریا دنیز، پاتریس موبایل، گالری عینک دید نو و شیرینی دونات در منطقه کیانپارس اهواز؛ سیتی سنتر مهزیار و فست فوت ایرمان در منطقه زیتون کارمندی ؛ فست فود ایران ویچ و کافه گالری لوپه تو در گلستان؛ ساعت فروشی خرازی و پاتریس موبایل در مرکز شهر نسبت به تهیه بلیط اقدام کنند.بهای بلیط کنسرت شهرام ناظری 25 تا 50 هزار تومان است.

 



کنسرت استاد شهرام ناظری در اراک


b_296_393_16777215_00___images_shahram_nazeri_arak.jpg

 

کنسرت موسیقی خواننده پرآوازه کشورمان استاد شهرام ناظری به همراه گروه فردوسی طی دو روز در اراک برگزار می‌شود.

این کنسرت شامل دو بخش خواهد بود؛ در بخش مولانا، شهرام ناظری‌ قطعاتی چون "من چه دانم"، "سوز و گداز"، "قفل زندان"، "شیدا شدم"، "راست بگو نهان مکن" و "حلاج" را اجرا خواهد کرد.

 ناظری در بخش فردوسی نیز آواهای باستانی و زورخانه‌ای را روایت خواهد کرد و داستان «کاوه آهنگر» به همراه شرح پادشاهی ضحاک با آواز اصفهان را به اجرا در خواهد آورد.

 در این برنامه، فرید الهامی آهنگساز و نوازنده تنبور، صابر نظرگاهی نوازنده تار و دیوان، سعید نایب محمدی نوازنده عود، فرنود الهامی، مهراب اسرافیلی و آرمان دکه‌ای نوازندگان تنبور، فرهاد صفوی نوازنده تنبک و سازهای کوبه‌ای، شهریار نظری نوازنده دف و یونس پاک‌نژاد نوازنده کمانچه به عنوان اعضای گروه فردوسی، استاد را همراهی خواهند کرد.


 علاقه مندان برای تهیه بلیط می‌توانند به انجمن موسیقی استان مرکزی، آموزشگاه موسیقی موسوی‌ها، کتابفروشی طلوع، آموزشگاه موسیقی راز و نیاز، آموزشگاه موسیقی صبا، گالری موسیقی عرفان مراجعه کنند.

 کنسرت استاد شهرام ناظری روزهای 20 و 21 اسفند‌ماه سال جاری در تک سانس ساعت 20 در سالن دو هزار و 500 نفری امام خمینی(ره) واقع در انتهای خیابان هپکوی اراک برگزار می شود.


 "منبع: خبرگزاری مهر"

یاحق.

گزارش هایی از کنسرت استاد شهرام ناظری به همراه گروه فردوسی در تهران


گزارش خبرگزاری مهر :

روایت مقامی شاهنامه با آواز شهرام ناظری/ قصه‌گویی شوالیه آواز ایران

اجرای "آتش در نیستان" به افتخار مردم

شب گذشته کنسرت شهرام ناظری با سالنی پر و تشویق‌های مردم اجرا شد و شوالیه آواز ایران در بخش نخست از داستان ضحاک گفت و در پایان هم "آتش در نیستان" را به افتخار مردم خواند.
به گزارش خبرنگار مهر، شامگاه پنج‌شنبه، دهم اسفند ماه سالن میلاد نمایشگاه بین‌المللی تهران دگر بار خود را مملو از حضور خیل مشتاقانی می‌دید که اینبار روایت داستان ضحاک فردوسی با آواز شهرام ناظری و آهنگ فرید الهامی را در بستر موسیقی مقامی به نظاره نشسته بودند تا این چنین داستان تقابل نور و ظلمت را به گوش دل و جان بسپارند.

دکور کنسرت جدید شهرام ناظری را ماکتی بزرگ از حکیم طوس که بالای سر آن روی چوبی سیاه رنگ به شکل دو پر با رنگی سرخ شعر "چو ایران نباشد / تن من مباد" نقش بسته بود و در این سو و آن سوی آن نیز در قالب یاد شده بیت‌های دیگری از شعر این شاعر شهیر ایران زمین به چشم می‌خورد، تشکیل می‌داد.

کنسرت یاد شده از ساعت 20:15 و بدون تاخیرهای مرسوم در برگزاری کنسرت‌ها با توضیح ساده و به زبان امروزی شهرام ناظری درباره داستان ضحاک شاهنامه فردوسی آغاز شد. "چو ضحاک شد بر جهان شهریار / بر او سالیان انجمن شد هزار" مطلع قصه ضحاک با کلام فردوسی و آواز شهرام ناظری بود.

چو ضحاک شد بر جهان شهریار بر او سالیان انجمن شد هزار

نهان گشت کردار فرزانگان پراکنده شد کام دیوانگان

هنر خوار شد جادویی ارجمند نهان راستی آشکارا گزند

شده بر بدی دست دیوان دراز به نیکی نرفتی سخن جز به راز

دو مار سیه از دو کتفش برست غمی گشت و از هرسویی چاره جست

چنان بد که هر شب دو مرد جوان چه کهتر چه از تخمه پهلوان

بکشتی و مغزش بپرداختی مرآن اژدها را خورش ساختی

اجرا در فضایی خاص با بیان ادوات تحریر و ناله‌ای گویی نگران از ترس واگویی و فریاد در سینه حبس‌شده از سوی اعضای گروه و شهرام ناظری، با همراهی سوز و گداز تنبور و عود و کمانچه کلید خورد. روایت داستان با همراهی سازهای یاد شده و افزون بر آن، دیوان و دف و زروان در بستر موسیقایی مطلقا مقامی و البته صدای غالب تنبور ادامه پیدا کرد.

این بخش که با تلفیقی از آوازهای باستانی "هوره"، "مور" و "سیاچمانه" و همچنین "جلو شاهی" به اجرا درآمد، بیشتر سعی در القای خوف پادشاهی ضحاک ستمگر و ظلم ظالم را داشت؛ آن زمان که راستی و کردار فرزانگان، نهان و کام دیوانگان پراکنده و هنر خار می‌شود و سخن از صدق وراستی نمی‌رود، مگر به راز...

به نظر می‌رسید، شهرام ناظری و فرید الهامی با انتخاب درست مقام‌ها و شکل تنظیم آن توانسته بودند در تصویرسازی بخش پادشاهی ضحاک و القای آن به ذهن مخاطب، موفق عمل کنند و فکر و " آنِ" شنونده را تا حدود زیادی به حال و هوای موقعیتی چنین پر اضطراب و دهشناک رهنمون کنند.

اما پیش از روایت آوازی و موسیقایی تولد فریدون، شهرام ناظری درباره این بخش نیز توضیحاتی داد و تاکید کرد که این دست کارها نیازمند نقال و روایتگر است ولی به دلیل کمبود امکانات خود با زبانی گویا و ساده به بیان ادامه داستان ضحاک پرداخت و گفت: در بخش تولد فریدون، داستان به اینجا می‌رسد که ضحاک در پی فریدون است تا او را بکشد اما موفق به این کار نمی شود و بعد از 16 سال، فریدون از کوه البرز بیرون می‌آید.

قطعه تولد فریدون با توجه به مضمون آن، ضربی‌تر آغاز می‌شود و رنگ حماسی‌تری به خود می‌گیرد، هرچند که هنوز کم و بیش و در لایه‌های پنهان آن تصویری از جنس خشم و اضطراب سایه افکنده است. در اجرای این بخش از کنسرت شهرام ناظری با اوج و فرودها، بازی با طنین صدا و ادوات تحریر و همچنین درک مناسبی از کلام فردوسی به خوبی توانسته بود کنه و عمق داستان را به مخاطب القا کند.

در ادامه اجرای قطعات، آنجا که داستان به عدالت خواهی، دادخواهی و ظلم‌ستیزی کاوه می رسد، موسیقی حجم بیشتری به خود می‌گیرد و ضربی‌تر به اجرا درمی‌آید و انگشتان نوازندگان نیز محکم‌تر بر سازهای ضربی روان می‌شوند. چند بیتی از داستان کاوه نیز با سکوت مطلق سایر سازها و جواب‌های عود اجرا می‌شود.

در ادامه داستان کاوه و آنجا که کاوه آهنگر، ساز و کار نبرد فراهم می کند، شهرام ناظری به جایی میان همایون و چهارگاه می رود و به سبک زورخانه‌ای و با همراهی تنبک، روایت آوازی داستان را ادامه می دهد، تا بعد از آن نیز سایر اعضای گروه بعد از سکوت چند دقیقه‌ای به این دو بپیوندند.

خروش کاوه از آتشکده برای نبرد با ضحاک مار دوش، فرصت خوبی برای نوازندگان، بویژه تنبور نوازان بود تا افزون بر افزودن بر صدای کاسه تنبور و رقص چهار انگشت خود بر سیم ساز، سرعت و تکنیک خود را به رخ مخاطب بکشند تا جدای از کلام و موسیقی کار، تنها صدای شهرام ناظری و جولان دستان نوازندگان سازهای ضربی بر ساز خود، نقطه عطف این کنسرت، در نظر مخاطبان نباشد.

چو کاوه برون شد ز درگاه شاه بر او انجمن گشت بازارگاه

همی بر خروشید و فریاد خواند جهان را سراسر سوی داد خواند

از آن چرم کاهنگران پشت پای بپوشند هنگام زخم درای

همان کاوه آن بر سر نیزه کرد همانگه ز بازار برخاست گرد

بدانست خود کا فریدون کجاست سراندر کشید و همی رفت راست

بیامد به درگاه سالار نو بدیدنش آنجا و برخاست غو

چو ان پوست بر نیزه بردید کی به نیکی یکی اختر افکند پی

بیاراست آن را به دیبای روم ز گوهر برو پیکر از زر بوم

فروهشت ازو سرخ و زد و بنفش همی خواندنش کاویانی درفش

در پایان، بعد از مرگ ضحاک و پاک شدن جهان از بد او، با تکرار بیت آخر داستان توسط تمامی اعضای گروه، ساز های آنان نیز به هیجان بیشتری آمده بودند تا آنطور که باید و شاید، حس نشاط بخش پاک شدن جهان از ظلمت و خودکامگی را به مخاطب القا کنند.

بخش دوم کنسرت بعد از 15 دقیقه استراحت و با تاخیری 20 دقیقه‌ای برای اجرای قطعاتی در اصفهان و نوا آغاز شد. البته با توجه به تغییر فضای کار از مقامی به موسیقی ردیف – دستگاهی، نوازندگان تنبور بجز فرید الهامی روی صحنه حاضر نشدند.

بخش دوم با قطعه‌ای به نام "جان را کنم قربان" با شعری از مولانا و آهنگ فرید الهامی در اصفهان آغاز شد. فضای این کار نیز نظیر آثار و قطعات چند سال اخیر شهرام ناظری و نزدیک به آلبوم مولویه بود. در قطعه یاد شده، آواز شهرام ناظری با گروه‌نوازی و گاهی هم سکوت کامل تمامی سازها همراه بود و از جواب آواز به شکل خطی و مرسوم آن نیز خبری نبود.

تصنیف پرمخاطب و معروف "شیدا شدم" از سروده‌های مشترک شهرام و حافظ ناظری و ساخته‌های خود شهرام ناظری، قطعه بعدی بخش دوم این کنسرت بود که با تنظیمی جدید و کاملا متفاوت با اجراهای گروهی و ارکسترال آن برای علاقه‌مندان به اجرا درآمد.

تصنیف "راست بگو نهان مکن" با شعری از مولانا و آهنگ شهرام ناظری، قطعه پایانی این کنسرت بود. اما بعد از پایان بخش دوم، با درخواست حاضران در سالن که هر یک تصنیفی را درخواست می کردند، یکی فارسی و یکی کردی، یکی "مرا گویی" و دیگری " یاوران مسم"؛ شهرام ناظری تصنیف " آتش در نیستان" را برای مخاطبانش به اجرا گذاشت که بسیار هم مورد استقبال قرار گرفت. البته پیش از اجرای این تصنیف وقتی شهرام ناظری با اصرار و تشویق مکرر علاقه‌مندان برای اجرای قطعات متعددی مواجه شد، با لبخندی گرم خطاب به حاضران گفت: شما بعد از دو سال من را پیدا کردید و می‌خواهید تمامی تصانیف را برایتان اجرا کنم؛ البته من هیچ مشکلی ندارم اما سالن باید سر وقت تحویل داده شود.

در حالیکه در کنار میز پیش پای شهرام ناظری سازی گذاشته شده بود و وی شب پیش از آن هم خود ساز زده بود ولی دیشب وی دست به ساز نبرد. سالن میلاد نمایشگاه بین المللی تهران، شامگاه گذشته، دهم ماه جاری، شب طرب انگیز دیگری را پشت سر گذاشت تا در این ترافیک کنسرت های رنگارنگ پایتخت از کلاسیک ایرانی تا محلی و از پاپ تا اپرا و نمایش های موزیکال، به مدد میزبانی شهرام ناظری و فردوسی‌خوانی از همتایان بزرگ و کوچک خود پیشی بگیرد.

در این کنسرت که دو اجرای دیگر پیش روی خود دارد، صابر نظر کامی، تار و دیوان، سعید نایب محمدی، عود، یونس پاک نژاد، کمانچه مقامی، فرهاد صفری، تنبک، زروان – کارنگ، شهریار نظری، دف و فرنود الهامی، مهراب اسرافیلی و آرمان دکه ای، تنبور، سایر نوازندگانی بودند که با شهرام ناظری و فرید الهامی در اجرای قطعات همراه بودند.

داستان ضحاک شاهنامه فردوسی با آواز شهرام ناظری بعد از دو شب اجرا، 12 و 11 اسفند ماه نیز در سالن میلاد نمایشگاه بین المللی تهران از ساعت 20 روایت می شود.

در حاشیه چه گذشت:

- شهرام ناظری که به توضیح قسمت‌هایی از داستان ضحاک می‌پرداخت در این باره گفت: پیش از این قرار بود این کار در قالب نگارشی کاملا ادبی روایت شود که خیلی سنگین تنظیم شده بود و در نهایت تصمیم گرفتم خودم آنها را به زبانی ساده توضیح دهم.

- شهرام ناظری بعد از اجرای قطعه نخست بخش اول، از حاضران خواست تا برای ادامه اجرا کمی تامل کنند چرا که برخی از مخاطبان با تاخیر به سالن رسیده بودند و دراین باره نیز گفت: البته بیشتر خود ما هنرمندان بی نظمیم و کنسرت ها را غالبا با تاخیر آغاز می کنیم. این دوستانمان هم با این ترافیک تهران، مقصر نیستند که کمی دیر به اجرا رسیده اند.

- یکی دیگر از مشکلات این کنسرت که می توان بدان اشاره کرد به جز اجراهای تالار وحدت، گریبان گیر تمامی گروه ها می شود، ضعف صدابرداری است که برای نمونه در اجرای بخش اول این کنسرت اصلا صدای دیوان به گوش نمی رسید.

- با وجود اینکه مخاطبان موسیقی ایرانی و به ویژه خوانندگانی چون شهرام ناظری از طیف خاصی هستند ولی باز هم معدود افرادی بودند که به ضبط تصویری یا صوتی اجرا می‌پرداختند که مسئولان سالن بدانها تذکر می‌دادند.

- سالن در شب گذشته کاملا پر بود و قطعا این اجرای چهار شبه هر شب با سالن پر رو به رو خواهد بود که نشان از این دارد که خیلی از افراد تمایل دارند به شنیدن زنده صدای شوالیه آواز بنشینند و ایکاش بیشتر فرصت‌های اینچنینی در اختیار مردم قرار گیرد.

گزارش از سیدمحمد لواسانی


استاد ناظری در شب کنسرتش:
فردوسی خطرناک نیست/ 6 سال نگذاشتند ضحاک را در ایران اجرا کنم

شهرام ناظری در دومین شب کنسرت "شاهنامه فردوسی؛ داستان ضحاک" گفت: 6 سال مجوز این اجرا را به من ندادند در حالیکه فردوسی خطرناک نیست و تنها می‌خواهد با بی‌عدالتی مبارزه کند.
به گزارش خبرنگار مهر، شهرام ناظری شامگاه گذشته، دهم اسفند ماه پیش از اجرای دومین شب کنسرت خود و روایت داستان ضحاک، به بیان مقدماتی درباره این اجرا پرداخت و ضمن خیر مقدم به حاضران در سالن گفت: برنامه‌ای که در پیش داریم بخشی از شاهنامه فردوسی، یعنی داستان ضحاک است که با یک گروه مقامی آن را اجرا می‌کنیم.

وی در ادامه به بیان توضیحی کوتاه در مورد داستان ضحاک پرداخت و درباره آن گفت: در داستان ضحاک در حقیقت نبردی بین نور و ظلمت صورت می‌گیرد. در این کنسرت از زمانی شروع می‌کنیم که ضحاک با کشتن پدرش بر تخت پادشاهی می‌نشیند و اینکه می‌فهمد شخصی به‌نام فریدون می‌تواند او را بکشد. همچنین در این اجرا از قیام کاوه آهنگر و برافراشتن درفش کاویانی نیز می‌خوانیم.

ناظری با تاکید بر این که کار موسیقایی روی شاهنامه نیازمند یک گروه بزرگ و صرف وقت بسیار است، افزود: بضاعت ما در راستای فعالیت در حوزه شاهنامه همین است. اما امیدوارم نهادهای فرهنگی کشورمان تدبیری بیندیشند تا اجرای شاهنامه آنطور که شایسته این کتاب و سراینده آن فردوسی است، انجام شود.

این خواننده کشورمان درباره کار در حوزه شاهنامه اظهار کرد: تا به امروز هیچ یک از خواننده‌های کشورمان آنطور که باید و شاید روی شاهنامه کار نکرده‌اند و به ویژه در صد سال اخیر کار شاخص موسیقایی درباره شاهنامه نشده است، اما من از 6 سال پیش این کار را کلید زدم. البته در ابتدا به من مجوز اجرای ضحاک را نمی‌دادند اما چون در کشورهای دیگر به مراتب این کار را اجرا کردم و فیلم‌های آن هم در اینترنت پخش شد، بالاخره مجوز اجرای ضحاک در تهران را برایم صادر کردند.

شهرام ناظری دراین‌باره تصریح کرد: فردوسی هیچ خطری ندارد و تنها می‌خواهد با ظلم و بی‌عدالتی مبارزه کند. در هر صورت ما چون شیاد با موسیقی ردیف – دستگاهی ایرانی نتوانیم به خوبی با فضای شاهنامه روبه‌رو شویم، تصمیم گرفتیم که از موسیقی مقامی برای این کار استفاده کنیم از آن رو که هنوز خوشبختانه جای پای شاهنامه در برخی از قومیت‌ها و شهرستان‌ها وجود دارد.

شهرام ناظری پس از بیان این نکات در مورد فردوسی و اجرای داستان ضحاک به برگزاری این کنسرت در دو بخش پرداخت. بخش اول این کنسرت متشکل از 9 قطعه با موضوع داستان ضحاک در فضایی فولکلور بود. بخش دوم را نیز قطعاتی در نوا و اصفهان تشکیل می‌داد.

شهرام ناظری که به آهنگسازی فرید الهامی و با همراهی یک گروه 9 نفره این کار را به اجرا برده است، بعد از دو اجرای نهم و دهم خود، دو شب دیگر، یعنی یازدهم و دوازدهم ماه جاری نیز داستان ضحاک را از ساعت 20 در سالن میلاد نمایشگاه بین‌المللی تهران به روی صحنه می برد.


گزارش خبرگزاری ایسنا:

طنین آواز شوالیه با «اشانتیون» در تهران

erfan khoshkhoo (2 of 20).jpg


شامگاه 10 اسفند، ساعت 20، سالن میلاد نمایشگاه بین المللی تهران، سازه پیکر فردوسی بر روی صحنه و یک بیت شعر بالای سرش: «چو ایران نباشد/تن من مباد»

به گزارش خبرنگار بخش موسیقی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، شهرام ناظری، با همراهی یک گروه موسیقی مقامی در مقابل خیل عظیم مخاطبان، شبی غنی از تلفیق ادبیات و موسیقی ایرانی را رقم زد. قطعاتی که توسط فرید الهامی آهنگسازی شده بود.

«فردوسی خطرناک نیست»

شوالیه آواز ایران پس از حضور بر روی صحنه و خوش آمدگویی در سخنانی مطرح کرد: برنامه‌ای که در پیش داریم، بخشی از شاهنامه فردوسی است که با همراهی یک گروه موسیقی مقامی اجرا می‌شود و بخشی از داستان ضحاک را روایت خواهیم کرد.

او ادامه داد: این داستان در شاهنامه فردوسی با پادشاهی ضحاک آغاز می‌شود و او با کشتن پدر بر تخت سلطنت می‌نشیند. بر اساس پیشگویی‌ها، فریدون کسی است که می‌تواند، ضحاک را از بین ببرد و این امر به نوعی نبرد نور و ظلمت است.

ناظری اضافه کرد: هنگامی که فریدون به دنیا می‌آید، ضحاک تمام نیرویش را به کار می‌گیرد تا او را نابود کند. بنابرین فریدون را در کوه‌های البرز پنهان می‌کنند و او پس از سال‌ها از کوه پایین می‌آید و وسیله جنگ با ضحاک را فراهم می‌کند و سرانجام داستان به جایی می‌رسد که کاوه آهنگر، درفش کاویان را بنا می‌کند.

این هنرمند در بخش دیگری از سخنانش گفت: این کار نیاز به یک گروه بزرگ دارد اما بضاعت ما همین است و امیدوارم واحدهای فرهنگی از چنین برنامه‌هایی حمایت کنند تا بتوان از یک ارکستر بزرگ و امکانات فرهنگی بیشتری استفاده کرد چرا که اجرای شاهنامه طی ۱۰۰ سال گذشته بنا به دلایل تاریخی و... در موسیقی وجود نداشته است.

وی در همین رابطه افزود: مشکلاتی در این راستا وجود داشته که هیچ کدام از خوانندگان تا به حال شاهنامه را به ویژه روی صحنه‌ی اجرا نخوانده‌اند.

شوالیه آواز ایران همچنین اظهار کرد: ۶ سال پیش اولین قدم را در این راه برداشتم و با گروه‌های بین المللی چنین اجرایی را در چند کشور جهان به روی صحنه بردم. بعد‌ها مسؤولان فهمیدند که فردوسی خطرناک نیست و این کار در ایران هم اجرا شد.

ناظری با بیان اینکه شاهنامه فردوسی دارای یک حس انسانی و بشری است، گفت: در واقع فردوسی می‌خواست با ظلم مبارزه کند.

این هنرمند همچنین اضافه کرد: در هر صورت شاید به دلیل اینکه نمی‌توانستیم در موسیقی سنتی با فضای شاهنامه روبرو شویم و دچار مشکل می‌شدیم، موسیقی مقامی را انتخاب کردیم. از طرفی هنوز رد پای شاهنامه در قومیت‌های ایران وجود دارد. بنابرین با این دوستان کار را شروع کردیم وامیدوام لذت ببرید و ما هم از انرژی شما بهره‌مند شویم.

«به نیکی نرفتی سخن جز به راز»

اجرا با وقار و آرام آغاز می‌شود و نوای دیوان صابر نظرگاهی در فضا می‌پیچد تا شهرام ناظری بخواند:

چو ضحاک شد بر جهان شهریار

بر او سالیان انجمن شد هزار

نهان گشت کردار فرزانگان

پراکنده شد کام دیوانگان

هنر خار شد جادویی ارجمند

نهان راستی آشکارا گزند

شده بربدی دست دیوان دراز

به نیکی نرفتی سخن جز به راز

دومار سیه از دو کتفش برست

غمی گشت و از هر سویی چاره جست

...

اجرای شهرام ناظری با تلفیقی از آواهای باستانی هوره، مور و سیاچمانه همراه بود و مقام‌های تنبور مثل جلوشاهی و... برای مخاطبان روایت می‌شد.

ناظری سرآغاز را خواند: به نام خداوند جان و خرد...

سپس داستان پادشاهی ضحاک و تولد فریدون را در حالی که به شدت مورد تشویق مخاطبان قرار می‌گرفت، روایت کرد.

همچنین، بخشی از اجرا با نقالی تلفیق شد و فضای متفاوتی را در سالن حاکم کرد.


شهرام ناظری بخش دیگری از داستان را اینگونه تعریف کرد: ضحاک همه جا به دنبال فریدون است و به او گفته بودند، آنکس که قرار است تو را بکشد، به دنیا آمده است. به قول فردوسی فریدون پس از ۸ سال از کوه‌های البرز پایین آمد و داستان تا بنا شدن درفش کاویان ادامه می‌یابد.

ناظری داستان برافراشتن درفش کاویانی را با به اوج رسیدن سازهای کوبه‌ای اینگونه خواند:

چو کاوه برون شد ز درگاه شاه

بر او انجمن گشت بازار شاه

همی برخروشید و فریاد خواند

جهان را سراسر سوی داد خواند

از ان چرم کاهنگران پشت پای

بپوشند هنگام زخم درای

ه‌مان کاوه آن بر سر نیزه کرد

همانگه ز بازار برخاست کرد

......

چو آن پوست بر نیزه بر دید کی

به نیکی یکی اختر افکند پی

بیاراست آن را به دیبای روم

ز گوهر برو پیکر از زر بوم

فرو هشت ازو سرخ و زرد و بنفش

همی خوتندش کاویان درفش

شهرام ناظری داستان را در اوج به پایان رساند و تنفسی ۱۵ دقیقه‌ای مقدمه‌ای بود تا ناظری بخش دوم اجرا را به قطعاتی از مولانا اختصاص دهد.

«ناظری آتش بر نیستان کشید»

قطعه «جان را کنم قربان» در آواز اصفهان به همراه قطعه «راست بگو نهان مکن» با کلامی از مولانا و تنظیم حافظ ناظری با ابهت خوانده شد و هنگامی که گروه خواست، صحنه را ترک کند، تشویق‌های پی در پی مخاطبان مانع از این امر شد.

وقتی تشویق‌ها بالا گرفت و تعداد قطعات درخواستی زیاد شد، ناظری طنزآمیز گفت: شما هم بعد از دو سال من را گیرآورده‌اید و می‌خواهید، همه چیز برایتان بخوانم اما متاسفانه وقت تنگ است و اگر زمان بود، هر چه می‌خواستید،‌ همان می‌شد اما یک قطعه به عنوان اشانتیون برایتان می‌خوانم.

ناظری شروع به خواندن قطعه «آتش در نیستان» کرد و با این قطعه اجرایش را به پایان رساند.

اما در حاشیه:

ناظری هنگام اجرای قطعه‌ای چشمش به مخاطبی افتاد که در حال صحبت بود و حین اجرایش به او علامت سکوت را نشان داد.

این کنسرت وجود سازهای ابداعی بر روی صحنه را نیز در پی داشت که توسط فرهاد صفری نواخته شد.

روند اجرا کاملا منظم و بدون تاخیر بود اما جمعیت زیاد، رفت و آمد در سالن را دشوار می‌کرد.

صابر نظرگاهی (تار و دیوان)، سعید نایب محمدی (عود)، فرید الهامی (تنبور)، یونس پاکنژاد (کمانچه)، فرهاد صفری (تنبک، زروان، کارنگ، سازهای ابداعی)، شهریار نظری (دف)، فرنود الهامی، مهراب اسرافیلی و آرمان دکه‌ای (تنبور) در این اجرا هنرنمایی کردند.

زادروز بزرگمرد موسیقی و آواز ایران ،استاد شهرام ناظری ، شادباش باد

 

امروز جمال تو بر دیده مبارک باد
بر ما هوس تازه پیچیده مبارک باد

گل‌ها چون میان بندد بر جمله جهان خندد
ای پرگل و صد چون گل خندیده مبارک باد

خوبان چو رخت دیده افتاده و لغزیده
دل بر در این خانه لغزیده مبارک باد

نوروز رخت دیدم خوش اشک بباریدم
نوروز و چنین باران باریده مبارک باد

بی گفت زبان تو بی‌حرف و بیان تو
از باطن تو گوشت بشنیده مبارک باد


29 بهمن ماه، زادروز بزرگمرد موسیقی و آواز اصیل ایرانی؛ "استاد شهرام ناظری" خجسته و فرخنده باد.

این روز عزیز را به کسی شادباش می گویم که با هنر والای خود حیاتی درخشنده و تابناک به موسیقی ایران بخشید...

کسی که با احساسات لطیف و روح زیبای خود شکلی تازه پدید آورد ...گامی ارزشمند نهاد از طبیعت به سوی لایتناهی و راهی پیمود متفاوت از راه دیگران  و سختی و مشقت در این راه ناهموار کشید و تلاش و پشتکاری ستودنی در کنار هوش و نبوغی که از خداوند متعال در نهادش داشت،به کار بست...


شناور بودن خردش در جهان احساسات زیبایش به او وسعت بزرگی از بروز هنر و رشد و نوآوری و همواره پویایی در این وادی داده است....همه این ها از او هنرمندی وصف ناپذیر ، ارزشمند و ماندگار ساخته است....

"به قول سهراب:هنر درنگ است. نقطه ای ست که در آن تابِ سرشاری را نیاورده ایم. لبریز شده ایم. گریز می زنیم و با آفرینش هنری خستگی در می کنیم."


هنر او نیز درنگی ست...نقطه ای ست که روحش تاب سرشاری نیاورده است ..سرمست شده و گریز زده است به وادی شعرهای مولانا،حافظ،فردوسی و...  و با آفرینش هنری هرچه زیباتر موسیقی و آواز، حق این اشعار بی نظیر را تمام و کمال ادا کرده است...هنری ماندگار و جاودان که از روح والایش سرچشمه می گیرد ...
قدر این هنرمند را بیش از پیش بدانیم ...در زادروزش برای شهرام ناظری ؛ استاد یگانه موسیقی اصیل ایران؛ سلامتی،شادکامی و بهروزی آرزو می کنم.

یاحق.


هدیه های تارنگار به مشتاقان استاد شهرام ناظری :

عکسی زیبا از کودکی استاد ناظری:

 ******

و نیز اجرایی متفاوت با تنظیمی زیبا از قطعه "قفل زندان" که احتمالا دوستداران آن را به این صورت نشنیده اند:

 تصنیف قفل زندان

****** 

ویدیویی زیبا از بخشی از آواز و سه تار استاد ناظری در فضای باز:

آواز و سه تار استاد شهرام ناظری

منم آن عربده جو،هر شب مست...پا کشان شیشه به دست...
رعد در حنجره ام پنجره ی فریاد است.....

 ******

و همچنین خبرهای خوب از کنسرت های استاد :در قشم( ۵-۶ اسفند ماه)،در تهران (۹ تا ۱۲ اسفند ماه)، که قطعی شده است، در اهواز (۱۶ تا۱۸ اسفند ماه) ...و در اراک و کرمانشاه و شیراز به زودی اعلام خواهد شد.

 

 ******

و در پایان.....دوستان عزیز حتما از وب سایت رسمی استاد شهرام ناظری که به همین مناسبت نوشته ای و قطعه موسیقی زیبایی از استاد قرار داده ایم دیدن فرمایید:

زادروز آواز خوان بیستون شادباش باد

 

یاحق.

کنسرت استاد شهرام ناظری و گروه فردوسی در تهران

 کنسرت استاد شهرام ناظری در تهران: (۱۲-۱۱-۱۰-۹ اسفند ماه ۱۳۹۱)

بعد از ماهها انتظار استاد ناظری ؛ قرار است از نهم تا دوازدهم اسفند در سالن میلاد نمایشگاه بین‌المللی تهران به اجرای کنسرت بپردازد و این بار نیز قطعاتی از شاهنامه فردوسی را به همراه ‌اشعاری از مولانا به اجرا درآورد. طبق آنچه برگزار‌کنندگان این کنسرت بیان کرده‌اند، این کنسرت در دو بخش مولانا و فردوسی و به آهنگسازی استاد ناظری و همچنین فرید الهامی برگزار خواهد شد و استاد ناظری در بخش نخست به اجرای قطعات من چه دانم (مولانا)، سوزوگداز (مولانا)، قفل زندان (مولانا)، شیدا شدم (مولانا)، قطعه حلاج (شفیعی کدکنی) و راست بگو نهان مکن (مولانا) می‌پردازد و در بخش دوم هم قطعات آواهای باستانی و زورخانه‌ای (فردوسی)، داستان کاوه آهنگر (فردوسی)، ضحاک (شرح پادشاهی) و آواز اصفهان را اجرا می‌کند. قطعه حلاج را او پیش از این در کاخ نیاوران به اجرا درآورده بود. شعر قفل زندان نیز یکی از اشعار حماسی گونه مولاناست که به قول خود ناظری در آخرین کنسرتش، ‌اجرای آن نفس خواننده را بند می‌آورد.

او پیش از این در کنسرت‌های خود قطعه سرآغاز (به نام خداوند جان و خرد)، شرح پادشاهی ضحاک، تولد فریدون، مجنونی (تلفیقی با نقالی)، کاوه آهنگر (برافراشتن درفش کاویانی) و زوال ضحاک را به اجرا درآورده بود. شاهنامه خوانی سال‌هاست که دغدغه استاد ناظری به شمار می‌رود، چراکه او اعتقاد دارد: «شاهنامه بخشی از تاریخ حماسی ایران است و زمینه‌ساز شعر و شعور و فلسفه انسانی، عرفانی و درس بشری.»
« استاد شهرام ناظری»‌ اولین موسیقیدانی است که شاهنامه را به زبان موسیقایی در ایران اجرا کرده است. او در اجرای شاهنامه فردوسی از فضای موسیقی مقامی استفاده کرده است و این درحالی است که گوش موسیقایی اغلب مردم ایران به فضای موسیقی دستگاهی ایرانی یا همان سنتی آشناست و شاید به همین خاطر است که ناظری معمولا کنسرت‌هایش از شاهنامه را در دو بخش اجرا می‌کند و تنها یک بخش آن را به اجرای اشعار حماسی فردوسی اختصاص می‌دهد. او در اجرای شاهنامه از فضاهای موسیقی مقامی، آواهای باستانی، سنتی و... بهره برده است.
از آنجا که تاکنون هیچ الگویی برای خواندن اشعار فردوسی وجود نداشته است، « استاد ناظری» ‌در این راه گام جدیدی را برداشته است و البته بعد از او تعدادی دیگر از خوانندگان نیز دست به خواندن اشعار این شاعر بزرگ زده‌اند.


استاد ناظری خود در این‌باره گفته است: «اجرای قطعات شاهنامه به دلیل وسعت موضوعی و عظمت اشعار به یک ارکستر بزرگ برای اجرا احتیاج دارد و امیدوارم روزی از راه برسد که اشعار فردوسی با حضور چند خواننده و به صورت اپرت یا اپرا و البته با در نظر گرفتن روح موسیقی ایرانی اجرا شود. در این قسمت برافراشتن درفش کاویانی توسط کاوه آهنگر که به داستان ضحاک معروف است اجرا می‌شود.»این کنسرت در شرایطی برگزار می‌شود که «شهرام ناظری» ‌تا چندی دیگر کارگاه‌های آوازی خود را نیز برگزار خواهد کرد. بعد از «‌محمدرضا شجریان»، ‌ناظری تنها خواننده‌ای در این سطح است که تصمیم به برگزاری کارگاه‌های آوازی و شناسایی و تعلیم صداهای جدید گرفته است.

 

علاقمندان می توانند از طریق این سایت به خریداری بلیت این کنسرت اقدام کنند:

http://www.iranconcert.com

 

یاحق.

انتشار لوح تصویری کنسرت استادان چکناوریان - ناظری

کنسرت ارکستر بزرگ ارمنستان به رهبری لوریس چکناوریان و با آواز شهرام ناظری که سال‌های اولیه دهه هشتاد در سالن نمایشگاه بین‌المللی تهران اجرا شده بود،در قالب یک لوح تصویری(دی‌وی‌دی) به بازار موسیقی عرضه شد.

انتشار لوح تصویری کنسرت چکناوریان - ناظری

استاد شهرام ناظری که به تازگی و از سفر سه‌ماهه خود به آمریکا بازگشته‌است، درباره این اثر به همشهری‌آنلاین گفت. در این اثر برخی از قطعات همانند آب حیات عشق،پیدا شدم و اشعار و تصانیفی کردی مثل باران باران را که حاصل همکاری من و آقای چکناوریان بود، در قالب تصویری عرضه کردیم.

به گفته استاد ناظری با توجه به اینکه مردم امکان دیدن این برنامه‌ها را از سیما ندارند و نشان دادن این برنامه‌ها هم در سیما و تلویزیون تقریبا غیر ممکن شده است،شبکه خانگی فرصتی را فراهم می‌آورد تا بتوانیم کارهای برجسته و شاخص موسیقی را به صورت تصویری در اختیار علاقه‌مندان قرار دهیم.

به گفته  استاد ناظری پیش از این‌‌آلبوم قرار بود کار مشترک من و مرحوم مشکاتیان در کنسرت تالار کشور گروه عارف هم به صورت تصویری عرضه شود که متاسفانه امکانش فراهم نشد و یک نسخه بی کیفیت از سوی برخی دلالان و سارقان فرهنگی به صورت غیر مجاز عرضه شد که نه من و نه مرحوم مشکاتیان در آن زمان از این کار خیلی گله‌مند شدیم. اما این کار که از سوی موسسه آوای باربد عرضه شده است، با کیفیت خوبی به دست علاقه‌مندان خواهد رسید.

استاد ناظری به دیگر هنرمندان عرصه موسیقی هم توصیه کرد با انتشار سی دی تصویری کارها و کنسرت‌هایشان فرهنگ دیداری شنوندگان موسیقی را ارتقاء‌دهند.

استاد ناظری هم چنین گفت که هم اکنون روی بخش تصویری آلبوم و کنسرت گروه دوستی به سرپرستی استاد علیزاده و ‌خوانندگی من هم داریم کار می‌کنیم که بتوانیم آن را به بازار موسیقی عرضه کنیم.

به گزارش همشهری‌آنلاین سی دی تصویری کنسرت چکناوریان- ناظری نیز به صورت غیر مجاز عرضه شده بود،اما نسخه‌ای که اینک از سوی انتشارات آوای باربد عرضه شده است  نسبت به نسخه غیر مجاز موجود در بازار از کیفیت بسیار بالاتری برخوردار است. در نسخه اصلی به دلیل دسترسی به راش های اصلی این اثر از نماهای تازه و بهتری بهره برده شده است. این اجرا به طور همزمان با هشت دوربین ضبط شده است.

"منبع :همشهری آنلاین"

یاحق.

کارگاه آواز استاد شهرام ناظری

استاد شهرام ناظري كارگاه آواز برگزار مي‌كند

 مهلت ثبت نام در كارگاه آواز استاد شهرام ناظري تا پايان مرداد ماه تمديد شد.

نازنين سجادي با اعلام اين مطلب به خبرنگار بخش موسيقي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) گفت: طي گفتگويي كه با استاد ناظري داشتيم، تصميم بر اين شد كه مهلت ثبت‌نام علاقه‌مندان به شركت در كارگاه آواز ،تا پايان مرداد ماه تمديد شود.

مدير شركت «ترانه سمان» با بيان اينكه شواليه آواز ايران قصد دارد از ثبت نام كنندگان به صورت حضوري آزمون به عمل آورد، افزود: با توجه به تعداد بسيار زياد متقاضيان و نظر به دقت و حساسيت بالاي ايشان در اين خصوص، زمان ثبت نام را تمديد كرده و اميدواريم دوستان علاقه‌مند، صبور بوده و مطمئن باشند اشتباهي در دعوت جهت حضور در آزمون از آنها صورت نخواهد گرفت و كسي از قلم نخواهد افتاد.

سجادي ادامه داد: اين كلاس‌ها قرار است با همكاري موسسه «حافظ مهر» در دوره‌هاي مقدماتي، متوسطه و عالي در زمينه‌هاي اصول رديف خواني، تلفيق شعر و موسيقي و زيباشناختي در آواز ايراني برگزار شود و محدوديتي هم از نظر سني ندارد.

او درباره شيوه ثبت‌نام اين كارگاه‌ها توضيح داد:علاقه‌مندان مي‌توانند با مراجعه به سايت http://www.nazeriworkshop.com  و تكميل فرم ثبت نام درخواست خود را ارسال و يا در صورت عدم دسترسي به اينترنت با تلفن 88988587 با موسسه«ترانه سمان» نسبت به ثبت نام و تكميل فرم به صورت غيابي اقدام نمايند.

همچنين شركت در آزمون و ثبت نام رايگان بوده و تنها راه آن از طريق سايت يا تماس با شماره ذكر شده در آن است.

"منبع:ایسنا"

یاحق.

29 بهمن ماه، زادروز استاد شهرام ناظری فرخنده باد

مرا تو جان عزیزی و یار محترمی ...  به هر چه حکم کنی بر وجود من حکمی 

غمت مباد و گزندت مباد و درد مباد ...   که مونس دل و آرام جان و دفع غمی 

ندانم از سر و پایت کدام خوبترست  ... چه جای فرق که زیبا ز فرق تا قدمی 

چنین که می‌گذری کافر و مسلمان را ...  نگه به توست که هم قبله‌ای و هم صنمی 

چنین جمال نشاید که هر نظر بیند ...  مگر که نام خدا گرد خویشتن بدمی 

تو مشک بوی سیه چشم را که دریابد ...  که همچو آهوی مشکین از آدمی برمی 

نگویمت که گلی بر فراز سرو روان ...  که آفتاب جهان تاب بر سر علمی 

 

موسیقی و آواز تو؛ زبان جان هاست و نغمه هایت، چون نسیم پر طراوتی است که بر تار احساس زخمه می زنند...

همچون چراغی است که تیرگی جان را می زداید و دل را روشن می کند و ژرفای آن را آشکار می سازد....

نغمه ات تأثیر ژرفی در روح انسان دارد و می تواند زیبایی را در رویاهای روح جایگزین کند...

کیمیاگری هستی که  در عالم موسیقی و هنر والایت، خاک را زر کرده و کهنه ها را نو ...وارد فضاهای تازه و بکری شدی که هرکس با شنیدن آن "عید شدن" را در وجودش تجربه می کند...

تو هنرمندی هستی که به دریایی وصل شدی؛عظیم و نامتناهی...و به خزانه ای پایان ناپذیر دسترسی یافتی...

پدر پیر فلک را صبر بسیار بباید...تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید

همیشه و در هر زمان و هر بار سخنان تازه ای برای گفتن و نغمه های تازه برای شنیدن داشتی و داری و هیچ گاه از کوشش و جوشش دست برنداشتی و ملول نشدی و از تهی شدن ذخائر خود هراسی نداشتی چراکه به سرچشمه تمام زیباییهای عالم عِلوی متصل شده بودی:

سخت نازک گشت جانم از لطافت های عشق

دل نخواهم جان نخواهم آنِ من کو آنِ من...؟

تا خموشم، من ز گلزارِ تو ریحان می برم

چون بنالم عطر گیرد عالم از ریحان من

 

آثارت را بارها و بارها می توان شنید و هربار که می شنویم بهره های تازه می بریم و آب لطف تازه ای بر سر و روی و روان خود می زنیم...حس های زیبا در وجودمان پدیدار می شود و درهای زیبایی وصف ناپذیری به رویمان گشوده می شود...برای همین است که تمام آثارت ماندگار و جاودان شده اند و صدای زیبایت منحصر به فرد و خاص...و آوازت همیشه جاودان و شنیدنی...

که استاد بر زخم دستان بود...وز آواز او رامش جان بود

وجود هنرمندت و روح و شخصیت والایت را همواره قدر می دانیم و ارج می نهیم...

قدر گوهر وجودت را بسیار می دانم که مصداق این شعر را همیشه برایم تداعی می کند:

مُرده بُدم زنده شدم، گریه بدم خنده شدم

دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم

 

استاد شهرام ناظری؛ بزرگمرد موسیقی  شوالیه آواز ایران؛ یگانه هنرمند جاودان در لحظه های زندگی ام...

29 بهمن ماه، زادروز زیبایتان را شادباش می گویم...سلامتی،شادکامی و موفقیت های روز افزون شما را همواره ازخداوند متعال خواستارم.

 "بهشید"

یاحق.

 


از شما دوستداران و علاقمندان استاد ناظری دعوت می کنم از این لینکها (در مورد میلاد استاد) نیز بازدید فرمایید:

* وبسایت رسمی استاد شهرام ناظری : میلاد طلایه دار مثنوی شادباش باد

و هدیه ای که  برای دوستداران به همین مناسبت در نظر گرفته شده است: نوای نی

 

*وبلاگ گریزی بر موسیقی اصیل ایرانی : به احترام آقای پاواروتی، خبـــــر......دار

مقاله ای زیبا و خواندنی به نوشته دوست خوبم:آقای محمدجواد صحافی

خبرهای خوب در مورد کنسرتهای استاد ناظری

کنسرت گروه "دوستی" در شیراز برگزار می شود

کنسرت گروه دوستی به سرپرستی حسین علیزاده و با آواز شهرام ناظری در روزهای 7 و 8 آبان ماه در شیراز برگزار می شود.

رئیس انجمن موسیقی فارس با اعلام این خبر گفت: این کنسرت پیرو ابراز علاقه ای که اعضای گروه دوستی برای برگزاری کنسرت در نقاط مختلف ایران داشتند ترتیب داده شده است.

وی در ادامه افزود: پیشتر قرار بود این کنسرت اواخر تابستان به روی صحنه برود اما به دلیل تداخل برنامه های برخی از اعضای گروه این اتفاق نیافتاد وبا هماهنگی های انجام شده قرار شد کنسرت گروه دوستی توسط انجمن موسیقی فارس 7 و 8 آبان امسال در شیراز برگزار شود.

لازم به ذکر است در بخش نخست این کنسرت قطعاتی چون"ری را" با شعری از نیما یوشیج، "آی عشق آی عشق" با شعر احمد شاملو،"درهوای بی چگونگی‌"، دو نوازی کمانچه اردشیر کامکار و سینا جهان آبادی و تصنیف "به شکوفه‌ها به باران" از ساخته‌های زنده یاد پرویز مشکاتیان با شعری از شفیعی کدکنی اجرا خواهد شد؛ در بخش دوم برنامه نیز قطعات"مقدمه راست"، "تصنیف نقاش چین" ، "زنگ شتر"، "تصنیف صورت‌گر نقاش" بر اساس شعری از مولانا به آهنگسازی شهرام ناظری، "ساز و آواز" برروی شعری از حافظ،"چهارمضراب عاشق کش"، "تصنیف‌های ساقیا و بیگاه" از ساخته‌های حسین علیزاده اجرا می شود.

اردشیر کامکار و سینا جهان آبادی نوازندگان کمانچه، پژمان حدادی سازهای کوبه ای، سیامک جهانگیری نی، روزبه رحیمی سنتور، بهنام سامانی دف و محمد فیروزی عود از جمله اعضای گروه موسیقی دوستی هستند که در این اجرا شهرام ناظری و حسین علیزاده را همراهی می کنند.

مراکز فروش بلیت این کنسرت در شیراز را در وبسایت رسمی استاد شهرام ناظری ببینید.

 


این دو لینک را هم در وبسایت رسمی استاد ناظری مشاهده فرمایید:

اجرای موفق موسیقی ایرانی در سالن سونی سنترتورنتو کانادا
http://www.nazerismusic.com/main.asp?status=news&id=195


قدر دانی نخست وزیر کانادا از شهرام ناظری
http://www.nazerismusic.com/main.asp?status=news&id=198&list_pos=1


گروه «دوستي» آبان‌ماه دوباره به صحنه مي‌رود

 
گروه «دوستي» براي دومين بار با آواز شهرام ناظري 14 و 15 آبان‌ماه در سالن ميلاد نمايشگاه بين‌المللي تهران به صحنه مي‌روند.

محمد حسين توتونچيان ـ مدير موسسه فرهنگي هنري ققنوس ـ با اعلام اين مطلب توضيح داد: گروه «دوستي» مشابه همان اجرايي كه تابستان امسال ارائه كرده بود طي دو شب در سالن ميلاد برگزار مي‌كند.

وي همچنين از تغيير جزيي در تركيب نوازنده‌ها خبر داد و افزود: از آنجا كه سعيد فرج‌پوري ـ نوازنده كمانچه ـ جهت برگزاري كنسرت‌هايش در خارج از كشور نمي‌تواند در اين اجرا حضور داشته باشد‌، از سينا جهان‌آبادي دعوت كرديم تا با نواي كمانچه‌اش گروه دوستي را همراهي كند.

او افزود:‌ در حال حاضر سايت iranconcert مشغول پيش فروش بليت‌هاست و مخاطبان مي‌توانند به راحتي با مراجعه به سايت صندلي مورد نظر خود را انتخاب كرده و به صورت اينترنتي هزينه‌ي مربوط را پرداخت كنند.

مدير عامل موسسه فرهنگي هنري ققنوس اضافه كرد: قيمت بليت‌هاي كنسرت گروه «دوستي» 25 تا 60 هزار تومان است و مراكز فروش از صبح ـ 26 مهرماه ـ بليت‌ها را به مخاطبان عرضه مي‌كنند.

گروه «دوستي» از يك سال گذشته به همت حسين عليزاده و شهرام ناظري راه‌اندازي شد و اولين بار از پنجم تا هشتم مردادماه سال جاري در تالار ميلاد نمايشگاه بين‌الملل به صحنه رفت.

اردشير كامكار‌، محمد فيروزي ‌،بهنام ساماني‌، پژمان حدادي ‌، روزبه رحماني‌، سيامك جهانگيري و سينا جهان‌آبادي ديگر اعضاي گروه «دوستي » در اجراي پيش رو حضور دارند.

"منبع:ایسنا"



استاد ناظري «امير کبير» را مي خواند

حميد اسفندياري مدير انتشارات آواي باربد گفت: آلبوم تازه اي از شهرام ناظري به نام «امير کبير» با آهنگسازي پژمان طاهري طي هفته آينده توسط انتشارات باربد وارد بازار مي شود.

به گزارش خبرگزاري هنر ايران؛ «حميد اسفندياري» مدير انتشارات آواي باربد در گفت و گو با خبرنگار ما ضمن بيان اين مطلب گفت: اين آلبوم شامل دو بخش است که در قسمت نخست قطعاتي همچون «شب هاي پاييزي» با شعري از اخوان، تصنيف «گريه کن» از ساخته هاي عارف قزويني، دو قطعه بي کلام، قطعه «تنهايي» کنسرواتواري براي سنتور و تصنيف «ريشه در خاک» با شعري از فريدون مشيري، اجرا شده است.

اسفندياري افزود: بخش دوم اين آلبوم شامل قطعاتي همچون «درآمد»، تصنيف «اي عاشقان»، تکنوازي کمانچه و سنتور، چهارمضراب، تکنوازي عود، چهارمضراب و تصنيف «اميرکبير» با شعري از فريدون مشيري است.

گفتني است، انتشارات باربد چندي پيش آلبوم «شوق نامه» را که مجموعه آثار عبدالقادر مراغه اي است را با صداي همايون شجريان و تنظيم محمدرضا درويشي منتشر کرد.

"منبع:خبرگزاری هنر ایران"

یاحق.